پیام شهروند

سلام یک خواهشی ازاستاندار محترم دارم تانسبت به مشکلات ونظرات مردم .به مدیران محترم دستورفرمایند.رسیدگی شود

ضمن تشکر از خدمات شهرداری چه خوب است نسبت به کاشت نهال و درخت مخصوص پارک مثل چنار در پارک توحید اقدام شود چون درختان انار علاوه بر اینکه دیگر تقریباً از بین رفته اند مناسب پارک نمی باشد

سلام مدتهاست روشنایی تقاطع غیر همسطح غدیر ورودی از سمت شوکت آباد لامپ هایش سوخته اداره کل راهداری اقدام نمایند

باسلام جناب اردکانیان وزیر محترم نیرو ایا شماکه نطق بر خوردن یک وعده غذایی مردم میکنید ،ایا خانواده محترمتان میتوانند فقط ۲۴ساعت مثل مردم عادی زندگی کنند تا چه برسد به تناول کردن یک وعده غذایی ، به راستی که عدالت و حق با علی ابن ابیطالب دفن شد

با سلام چرا اداره اوقاف تکلیف تنظیم اسناد مستاجرین خیابان بهمن و ظفر رو مشخص نمیکنن و با بهانه های واهی و بدون استدلال قانونی مردم را سرگردان نگه داشتن ما مالکین که پول دادیم و ملکی رو خریدیم چه گناهی کردیم که سوخته دعوای هییت مدیره قدیم و جدیم بشویم بی زحمت مسئولین اوقاف پاسخگویی نمایند

بررسی سه اثر پیام ناصر

آوای کرمانشاه، معین شرفایی: بعد از آنکه رمان قوها انعکاس فیل‌ها در جوایز ادبی احمد محمود، واو و هفت‌اقلیم کاندیدای بخش رمان شد، بار دیگر اسم پیام ناصر سر زبان افتاد. نویسنده‌ای کار بلد و البته خاص که در جایزه احمد محمود و هفت‌اقلیم برای کتاب قوها انعکاس فیل‌ها برگزیده بخش رمان شد. پیام ناصر نویسنده‌ای به دور از حاشیه که تا به اینجا با انتشار یک مجموعه داستان و دو رمان توجه مخاطبان را به خود جلب کرده. در این یادداشت سعی کرده‌ام بررسی اجمالی بر کارنامه ادبی پیام ناصر داشته باشم.

مجموعه داستان بهت‌زدگی، شالوده‌ای محکم برای آینده
نشر مرکز در سال ١٣٩١ مجموعه داستانی تحت عنوان بهت‌زدگی به بازار کتاب ارائه کرد، این کتاب نامزد نهایی دو جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه هفت‌اقلیم شد و مجموعه بهت‌زدگی با پنج داستان که در عین متفاوت بودن در فرم و محتوا اما در سبک و ساختار ارتباط قوی‌ای با یکدیگر دارند، یکی از بهترین داستان‌های این مجموعه داستان سوم یعنی «بیدارش کن» است.
داستان «بیدارش کن» یکی از همان دست داستان‌هایی است که سبک و تفکر نویسنده را نشان می‌دهد. این داستان در آخرین دوره جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری در بخش تک داستان برگزیده شد در این داستان ما با یک خلق‌وخوی عجیب یک نویسنده روبرو می‌شویم، کسی که برایش نوشتن مهم‌ترین کار دنیاست و برای آنکه بهتر بنویسد تصمیم می‌گیرد عاشق شود البته به امید آنکه در این عشق شکست بخورد تا بتواند درک صحیحی نسبت به این رفتار «شکست عشقی» داشته باشد. در نهایت نویسنده بعد از آنکه در عشق شکست می‌خورد اما انتظاراتی که از رفتار یک عاشق شکست‌خورده از خود دارد رخ نمی‌دهد اما بالاخره برای آنکه از یاد عشق خود خارج شود خانه‌اش را تغییر می‌دهد و در آنجا با یک پسربچه آشنا می‌شود که رفتار عجیبی دارد او هر روز برای راوی اشیای بدرد نخورد می‌آورد و انگار این کار را (آوردن اشیای بی‌ارزش برای راوی داستان) مثل یک بازی می‌داند و راوی هم نسبت به این کار پسربچه شرطی می‌شود و در پایان راوی تصمیم می‌گیرد یک روز یکی از اشیای بی‌ارزشی که پسربچه برایش می‌آورد را قبول کند. پسربچه یک گربه مرده برای راوی می‌آورد که در نهایت راوی و پسربچه گربه را درون باغچه خاک می‌کنند؛ نکته این داستان فروپاشی یک شکست عشقی از منظر دیگری است، راوی انتظاری که از خود در برابر شکست عشقی دارد آن چیزی نیست که منتظرش بوده بلکه این شکست او را به جایی می‌برد که اصلاً معلوم نیست چرا در آن حضور دارد، به نوعی هدفی که راوی انتخاب کرده در نهایت به پوچی می‌رسد، هر چه داستان جلوتر می‌رود نویسنده از موضع عشق و نوشتن دورتر می‌شود انگار نیتی که از عشق داشته مثل همان گربه داستان در نهایت درون یک باغچه چال می‌شود.

سارق چیزهای بی‌ارزش، کوتاه اما پرمایه
حدود دو سال پس از انتشار مجموعه داستان بهت‌زدگی، رمان کوتاه پیام ناصر به نام «سارق چیزهای بی‌ارزش» روانه بازار کتاب شد. این کتاب نیز کاندید نهایی جایزه ادبی واو «متفاوت‌ترین کتاب سال» شد.
داستان این رمان در مورد یک نویسنده است که پس از ناکامی در نوشتن تصمیم می‌گیرد خانه‌اش را عوض کند تا بتواند با الهام از محیط جدید دوباره شروع به نوشتن کند، این رمان که از لحاظ فرم به هزار و یک شب شباهت دارد، در ادامه‌ی داستان، ما با تفکر یک نویسنده روبرو می‌شویم و از اینکه یک نویسنده چطور می‌تواند از اطرافش در رمان استفاده کند، نکته مهم این رمان صحنه‌های طولانی و گفت‌وگوهای شخصیت‌های رمان است، ریتم رمان در ابتدا و میانه و پایان کند می‌ماند تا خواننده با انس‌گیری بیشتر وارد دنیای داستان پیام ناصر شود، به نظر می‌رسد استفاده از صحنه‌هایی که حرکات شخصیت‌ها به حالت سکون شبیه است نوعی نقطه قوت قلم آقای ناصر به شمار می‌آید، توصیف فضاسازی و چینش ساختمان فصل‌های رمان کاملاً در راستای خط اصلی رمان سارق چیزهای بی‌ارزش است.
در چند جا نکات جالبی در فرم و محتوای این رمان به چشم می‌آید، اول آنکه ایده این رمان شباهت بسیاری به داستان «بیدارش کن» از مجموعه بهت‌زدگی دارد اما انگار در این رمان فضا و شکل و نوع گفتار به کلی عوض می‌شود، اما نکته دوم و مهم این رمان این است که علی‌رغم شباهت تقریبی بین این رمان با داستان «بیدارش کن» در فرم درست داستانی و رمانی است.

قوها انعکاس فیل‌ها، رمان فارسی زنده می‌ماند
آخرین رمان پیام ناصر، ویژگی‌های خاص خودش را دارد، داستان این رمان از زبان یک راوی خیال‌پرداز گفته می‌شود که مرز وهم و واقعیت را در هم می‌شکند، راوی همان‌طور که در حال بازگو اتفاقاتی در گذشته دور و نزدیک به خود است با این حال هر چیزی را که به یاد خود می‌آورد در آینده به تعبیری دیگری برایش اتفاق می‌افتد، داستان از یک حادثه شروع می‌شود که برای راوی رخ می‌دهد آنکه در آن صحنه حضور دارد یک زن است، راوی در شبی بارانی و در حضور یک زن با برخورد یک چتر به سرش شروع می‌شود، راوی که گیج و منگ شده اما در همان حالت نیمه هوشیار عاشق و دلداده دختر می‌شود، بعد از آن راوی ده سال زندگی خودش را به صورت خلاصه و مبتنی بر نوع زندگی کاری‌اش «نقاشی» می‌گوید.
تکنیک اصلی این رمان همانند دیگر کارهای پیام ناصر یک ویژگی مشترک دارد، صحنه‌های طولانی و حالت‌های حرکتی شخصیت‌ها که به سکون بیشتر شباهت دارد، اما گفت‌وگوها و شخصیت‌هایی که آقای ناصر می‌سازد سبب می‌شود رمان بسیار روان و از حالت کشش طولانی خارج شود، با این حال در پایان رمان، نویسنده کوشیده با بالا بردن ریتم، مخاطب را به ترشح آدرنالین وادار کند.
قوها انعکاس فیل‌ها نام یک نقاشی از سالوادور دالی است، که قوهایی را نشان می‌دهد که تصویرشان افتاده در آب، و این تصاویر یک فیل را نشان می‌دهند. داستانی نیز دقیقاً بر همین نقاشی معطوف شده و انگار قوهای ذهن راوی منعکس‌کننده شخصیت شب همان حادثه را بازگو می‌کند.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور