پیام شهروند

سلام یک خواهشی ازاستاندار محترم دارم تانسبت به مشکلات ونظرات مردم .به مدیران محترم دستورفرمایند.رسیدگی شود

ضمن تشکر از خدمات شهرداری چه خوب است نسبت به کاشت نهال و درخت مخصوص پارک مثل چنار در پارک توحید اقدام شود چون درختان انار علاوه بر اینکه دیگر تقریباً از بین رفته اند مناسب پارک نمی باشد

سلام مدتهاست روشنایی تقاطع غیر همسطح غدیر ورودی از سمت شوکت آباد لامپ هایش سوخته اداره کل راهداری اقدام نمایند

باسلام جناب اردکانیان وزیر محترم نیرو ایا شماکه نطق بر خوردن یک وعده غذایی مردم میکنید ،ایا خانواده محترمتان میتوانند فقط ۲۴ساعت مثل مردم عادی زندگی کنند تا چه برسد به تناول کردن یک وعده غذایی ، به راستی که عدالت و حق با علی ابن ابیطالب دفن شد

با سلام چرا اداره اوقاف تکلیف تنظیم اسناد مستاجرین خیابان بهمن و ظفر رو مشخص نمیکنن و با بهانه های واهی و بدون استدلال قانونی مردم را سرگردان نگه داشتن ما مالکین که پول دادیم و ملکی رو خریدیم چه گناهی کردیم که سوخته دعوای هییت مدیره قدیم و جدیم بشویم بی زحمت مسئولین اوقاف پاسخگویی نمایند

بهزاد دورانی، بازیگر و هنرمند نام‌آشنای سینما در گفت‌وگو با آوای کرمانشاه: عاشق کرمانشاه هستم

آوای کرمانشاه، معین شرفایی: نام بهزاد دورانی یادآور فیلم «باد ما را خواهد برد» است، نقشی که با گذشت حدود بیست سال در سینما بیشتر جا افتاده و همین سبب شده که این بازیگر در چند سال اخیر روزهای پرکاری را در صنعت سینما تجربه کند. دورانی سابقه همکاری با داریوش مهرجویی، مسعود جعفری جوزانی، شهرام مکری، مرحوم عباس کیارستمی و مرحوم علی حاتمی را در کارنامه سینمایی خود دارد، البته دورانی عمده فعالیت‌های سینمایی خودش را بیشتر به عنوان فیلم‌بردار و نورپرداز کار کرده است، هرچند بعد از همکاری با عباس کیارستمی به‌طورجدی به عنوان بازیگر فعالیت می‌کند.
دورانی با توجه به پیشینه و تجربه خود در سینما توانسته به بازیگر خوب و محبوب این روزهای سینما تبدیل شود و با افتخاراتی که در فیلم‌های مختلف به دست آورده کارگردانان زیادی خواهان به بازی گرفتن این هنرپیشه باتجربه هستند. از جمله این دستاوردها می‌توان به فیلم «باد ما را خواهد برد» اشاره کرد که به‌عنوان یکی از ۵۰ اثر برتر سینمای جهان در دهه گذشته میلادی توسط جشنواره فیلم تورنتو انتخاب شد. جایزه بزرگ سندیکای بلژیک نیز به این فیلم اهدا شد. از دیگر افتخارات این فیلم قرار گرفتن در فهرست ۵۰ فیلم برتر دهه آخر هزاره دوم میلادی با نظرسنجی از ۶۰ کارشناس فیلم از سراسر جهان اشاره کرد. فیلم «باد ما را خواهد برد» توانست جایزه بزرگ هیئت‌داوران و جایزه فیپرشی از جشنواره ونیز را به دست آورد.
از دیگر افتخارات بهزاد دورانی در دیگر فیلم‌هایی که به عنوان بازیگر، حضور داشته می‌توان به فیلم «قمارباز» به کارگردانی کریم لک زاده اشاره کرد که عنوان بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین و بهترین فیلم‌نامه از بخش فیلم کوتاه هفدهمین جشن خانه سینما کسب کرد. آخرین دست‌آورد این بازیگر نیز با شهرام مکری کارگردان کرمانشاهی به دست آمد که فیلم هجوم در بخش پانورامای شصت و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین نمایش یافت و نامزد جایزه تدی نیز شد.
در این گفت‌وگو بهزاد دورانی از سینما و آشنایی خود با مرحوم عباس کیارستمی برای ما گفت، همچنین از علاقه و ارادت ایشان به کرمانشاه تا خاطرات زمان کودکی که بیشتر در کرمانشاه رخ داده است.

با توجه به اینکه فیلم «باد ما را خواهد برد» در استان کرمانشاه (روستایی در دینور) فیلم‌برداری شد، نظرتان در مورد کرمانشاه چیست؟
عشق من نسبت به کرمانشاه از بچگی همراه من بوده تا همین بزرگ‌سالی، در زمان خدمت سربازی من با دویست نفر از بچه‌های کرمانشاه هم خدمت بودم، بسیار بچه‌های خوب و دوست‌داشتنی هستند، اتفاقاً اسم یکی از آن‌ها را هنوز به یاد دارم (غلام یزدانی) که دلم برایش خیلی تنگ شده و نمی‌دانم چطور می‌شود پیدایش کرد.
برادر بزرگم آن موقع‌ به سبب شغلی که داشت مدام به کرمانشاه رفت‌وآمد می‌کرد، من نیز همراه‌اش می‌رفتم و واقعاً از بودن در کرمانشاه لذت می‌بردم. همیشه در کنار کرد بودن برای من افتخار است، البته برای من کرد و لر و ترک و … هیچ فرقی ندارد و معتقدم ما همه در یک سرزمین و از یک آب‌وخاک هستیم.

شما تجربه همکاری با شهرام مکری در فیلم‌های «هجوم» و «جنایت بی‌دقت» را دارید؛ با توجه به اینکه مکری نیز اهل کرمانشاه است، نظرتان در مورد این کارگردان جوان چیست؟
من دو تجربه همکاری با شهرام مکری دارم و همین‌طور تجربه ساختن یک تیزر که برای یک فیلم کوتاه بود. من و شهرام مکری بسیار رابطه خوبی داریم و همیشه باهم در ارتباط هستیم، من از دل‌وجان برای فیلم‌هایش مایه می‌گذارم و همیشه برای این کارگردان آرزوی موفقیت می‌کنم. این را هم اضافه کنم شهرام مکری خیلی خوب توانست خودش را در سینما ارتقا ببخشد. من نیز در فیلم‌هایش همیشه سعی کرده‌ام که این موفقیتش را ارتقا ببخشم.

بیشتر علاقه به بازیگری در فیلم‌های ژانر خاص دارید، کیارستمی، مکری و همین‌طور لک‌زاده در این ژانر فعالیت می‌کنند، نظرتان را در مورد فیلم‌های خاص بگویید؟
این ژانر مربوط به یک سری از کارگردانان می‌شود، هر سینماگری یک ژانری را پیش می‌گیرد و در فیلم‌های ابتدایی خود از آن استفاده می‌کند و اگر موفق بود آن را ادامه می‌دهد. از نظر من عباس کیارستمی در ژانر مرگ و زندگی بسیار موفق عمل کرد و یک کارگردان بسیار موفق در ژانر خاص بود. البته سلیقه در مورد این دسته از فیلم‌ها خیلی متفاوت است، عده‌ای این‌گونه فیلم‌ها را دوست دارند و یا ممکن است از آن حتی متنفر هم باشند اما به هر حال من بازی در این نوع فیلم‌ها را می‌پسندم.

خب برگردیم به کرمانشاه و فیلم «باد ما را خواهد برد»، این فیلم در کجا فیلم‌برداری شد؟
یک جاده هست به سمت سنقر و کلیایی و یک دهی است به اسم شاهپور آباد در موقعیت روستایی دینور البته این فیلم در یک جا ضبط نشد در یک روستای دیگر سمت جاده سنندج نیز کار کردیم که به درخواست عباس کیارستمی آن را سفید رنگ کردند، آنجا هم ما فیلم‌برداری داشتیم.

آشنایی شما با کیارستمی چگونه شکل گرفت؟
سر فیلم درخت گلابی مهرجویی بودیم، ما یک لوکیشن در خانه مهرجویی داشتیم و من قدغن کرده بودم که کسی سر صحنه سیگار بکشد. آن موقع مسئول نورپردازی بودم و وقتی کسی سیگار می‌کشید، لامپ‌های مخصوص نورپردازی می‌ترکید. گفته بودم هرکسی می‌خواهد سیگار بکشد برود بیرون، از جمله خودم. اواسط روز بود که بیرون آمدم تا سیگار بکشم و مشغول کشیدن سیگار بودم که دیدم یک پاترول چهاردر مشکی‌رنگ در خانه ایستاد و دنده‌عقب گرفت و جلوی من ایستاد. متوجه شدم که مرحوم عباس کیارستمی است بعد از احوال‌پرسی پرسید که اینجا چه‌کار می‌کنید؟ من هم گفتم سر فیلم‌برداری کار آقای مهرجویی هستیم و بعد بدون آنکه با من حرف بزند ماشین را پارک کرد و رفت داخل و بعد که رفتیم سر پلان، کارم که تمام شد از من پرسید، بازی می‌کنی؟ گفتم: تا برای کی باشه؟
گفت: برای من! گفتم: آره بازی می‌کنم.
گفت: می‌توانی؟ گفتم: من از خیلی‌ها بهترم و می‌توانم چون در این شغل بزرگ شدم.
و همان شب اعلام کرد پس‌فردا یعنی شنبه حرکت می‌کنیم و می‌خواهیم فیلم‌برداری کنیم. این شد که رفتیم و شد «باد ما را خواهد برد».

آیا از آن دوران و همکاری با کیارستمی خاطره‌ای دارید؟
خاطراتی که من با کیارستمی دارم به سببی اینکه بسیار آدم خاصی بود بسیار جذاب است. با این حال سر فیلم‌برداری «باد ما را خواهد برد»، غیر از خودش کسی حق ارتباط و حرف زدن با من را نداشت، بسیار منزوی شده بودم حتی یادم است دو نفر از بچه‌های پشت‌صحنه را به دلیل اینکه با من مشغول صحبت شده بودند اخراج کرد و این از عادت او بود که سر فیلم‌برداری نباید کسی با بازیگر صحبت کند و حتی من هرچه قدر سعی کردم که کیارستمی را متقاعد کنم که ما فقط حرف معمولی می‌زدیم؛ اما زیر بار نرفت و من کاملاً افسرده و تنها شده بودم تا بتوانم نقش‌ام را خوب دربیاورم.

اتفاقاً کیارستمی در این مورد بسیار وسواس داشتند، حتی سر فیلم‌برداری طعم گیلاس نیز یک صدای ضبط شده (صدای خود عباس کیارستمی) با مضمون «همایون چه قدر بد بازی می‌کند» به‌طور مخفیانه برای ارشادی پخش می‌کردند تا او منزوی و خسته و تنها به نظر برسد و جالب است که شما هم این تجربه را دارید نظرتان در این مورد چیست؟
بله، این رفتارها سبب موفقیت آقای کیارستمی شد و معتقدم که کارگردان گاهی باید سخت‌گیری اصولی کند تا بتواند به خواسته‌اش برسد.

مدتی بعد از بازی در فیلم باد ما را خواهد برد از سینما دور شدید و دیگر بازی نکردید، علت آن چه بود؟
من برای اولین بار به عنوان مدیر فیلم‌برداری رفتم دوبی کار کردم و خیلی کم پیش می‌آمد که یک نفر به‌طور مستقل چنین کاری کند و این سبب دوری من شد، البته من نیز نیازی به بازی نداشتم و دغدغه من چیز دیگری بود که البته من دوباره به بازیگری برگشتم و در کنار خانم مهتاب کرامتی، کریم لک زاده، شهرام مکری و … به تجربه‌های خوبی در بازیگری رسیدم.

اگر کیارستمی به شما پیشنهاد بازیگری نمی‌داد و اساساً شما را کشف نمی‌کرد آیا بازیگر می‌شدید؟
گمان نکنم، البته سابقه بازیگری من می‌رسد به فیلم شیر سنگی ساخته جعفری جوزانی که خیلی به‌طور اتفاقی من یک سکانس بازی کردم. جریان این‌طور شد که من مشغول فیلم‌برداری بودم و در یک صحنه یک بازیگری باید با شمشیر به علی نصیریان حمله می‌کرد. این کار را خوب انجام نمی‌داد، ما چند بار مجبور به فیلم‌برداری شدیم و خوب در نمی‌آمد تا اینکه من عصبانی شدم و گفتم بلد نیستی بازی کنی بازی نکن و آقای جعفری جوزانی نیز به من گفت خب خودت برو لباس بپوش و گریم شو و بازی کن و من هم همین کار را کردم و بازی کردم و با همان برداشت اول فیلم‌برداری شد و اتفاقاً همه هم راضی بودند از اینکه من آن صحنه را بازی کردم ولی خب دغدغه من حقیقتاً بازیگری نبود.

کیارستمی یک عادتی که داشتند خیلی با بازیگر کم کار می‌کردند و اگر هم کار می‌کردند فقط یک‌بار این تجربه نصیب بازیگر می‌شد، شما نیز فقط همان یک تجربه (فیلم باد ما را خواهد برد) را با عباس کیارستمی دارید؟
بله، فقط همان تجربه نصیب من شد، البته آن موقع کیارستمی به من گفت که بیست سال بعد نقش تو در این فیلم جا خواهد افتاد و دیدیم که همین‌طور هم شد.

آقای دورانی! خیلی در انتخاب فیلم سخت‌گیر هستید و با هر کارگردانی کار نمی‌کنید، آیا پیشنهاد ندارید یا برمی‌گردد به یک سری دلایل شخصی؟
خب نقش در بازیگری برای من خیلی مهم است؛ اول فیلم‌نامه را می‌خوانم و بر مبنای آن تصمیم می‌گیرم بازی کنم یا نه، واقعاً نیازی به پول بازیگری ندارم و برای من مهم‌تر از هر چیزی سناریو و فیلم‌نامه است. البته چند باری هم پیش آمده که کارگردانان مهمی از من دعوت کردند؛ اما بنا بر تشخیص خودم کار را رد کردم.

شما خیلی بازیگر جایزه آوری هستید، از فیلم باد ما را خواهد برد گرفته تا کله سرخ و هجوم که به جوایز مهمی دست پیدا کرد. آیا با این تجربه غنی چه در بازیگری و چه در پشت‌صحنه، تمایل به کارگردانی ندارید؟
من کارگردانی را دوست دارم و حتی چند فیلم کوتاه مستند نیز ساخته‌ام اما خب خیلی آدم وسواسی هستم و اگر یک روز بخواهم کارگردانی کنم دوست دارم که آن را به بهترین شکل انجام بدهم، البته فعلاً فیلم‌نامه خوبی در دست ندارم که به این کار ترغیب شوم.

اگر خودتان کارگردان فیلم باد ما را خواهد برد بودید دوست داشتید پایان این فیلم به چه صورتی باشد و اصولاً با داشتن این ایده (فیلم باد ما را خواهد برد) آن را می‌ساختید؟
اگر من ایده این فیلم را داشتم بدون شک آن را می‌ساختم ولی فکر نمی‌کنم به خوبی کار آقای کیارستمی در می‌آمد. خاطره‌ای از پایان فیلم دارم که در صحنه پایانی، یک موسیقی انتهای آن هست که در طول فیلم نیست و به نظر من این نقطه اوج فیلم است با این حال صحنه‌ای که می‌خواهم استخوان را به درون آب پرت کنم به کیارستمی گفتم (که استخوان سنگین است و اگر من این کار را انجام بدهم درون آب غرق می‌شود) و کیارستمی هم خندید و گفت (باریک الله درست گفتی به خاطر همین من شبیه این استخوان را که از چوب است درست کرده‌ام تا روی آب شناور بماند.) جالب است که دو استخوان یعنی اصلی و چوبی آن هیچ فرقی باهم نداشت و تشخیص آن بسیار کار دشواری بود با این حال من پایان فیلم را بسیار دوست دارم و استخوان شناور بر روی آب که از زیر پای ما رد می‌شود یک کار تمثیلی شد که نشان می‌دهد مرگ همه‌جا و در نزدیکی ما وجود دارد. در کل ولی پایان فیلم باد ما را خواهد برد خیلی موردپذیرش تماشاگران در جشنواره فیلم ونیز قرار گرفت و من به یاد دارم که حدود هفت الی هشت دقیقه بابت آن صحنه ما مورد تشویق حضار قرار گرفتیم.

در مورد عواملی که در فیلم باد ما را خواهد برد حضور داشتند (منظور نابازیگران هستند) آیا ارتباطی با آن‌ها دارید و یا خاطره‌ای از آن دوران هست؟
من چند وقت پیش آمدم کرمانشاه و اتفاقاً شاه‌پورآباد را هم پیدا کردم و دیدم که مردم ده جابه‌جا شده‌اند و رفته بودند به ده پایین، متأسفانه ده از بین رفته بود و تنها دو خانواده باقی مانده بودند. یک چیزی که برایم بسیار عجیب بود این بود که یکی از زنان روستا من را شناخت، اصلاً باورم نمی‌شد که بعد از بیست و چند سال من را بشناسند و هنوز در خاطرشان جا داشته باشم. از فرزاد سهرابی هم تا آنجا خبر دارم که گواهینامه پایه یک گرفته و روی ماشین سنگین کار می‌کند اما چند وقتی است که از او نیز بی‌خبرم.

آیا نقاط مشترکی با عباس کیارستمی داشتید؟
بله، واقعاً من نیز همانند کیارستمی به طبیعت علاقه دارم؛ در واقع، طبیعت را می‌پرستم و فکر می‌کنم این بیماری کرونا به یک نوعی تسویه‌حساب طبیعت با ما آدمیزاد است تا قدر این نعمت خوب خدا را بیشتر بدانیم.

کیارستمی یک نشانه خوبی از طبیعت به‌مثابه خودش برای ما به جا گذاشت و آن نیز تک‌درخت معروف اوست. نظرتان در این باره چیست؟
کیارستمی بسیار تصویر خوبی از خود در ذهن مردم با تک درخت معروف خودش به جا گذاشت من به یاد دارم که یک‌بار آقای کیارستمی از من پرسید «چه قدر به شانس اعتقاد داری؟» و من گفتم «برای من پنجاه-پنجاه است» اما او گفت «برای من کل زندگی یک شانس است.» و خیلی عجیب است که یک کارگردان بزرگ به این حد به شانس معتقد باشد. من فکر می‌کنم زندگی همه ما به همین شانس ربط دارد و اساساً این شانس از طبیعت می‌آید و این جلوه دیگر طبیعت است.

برگردیم به سینما، فکر می‌کنید چه کسی می‌تواند جا پای کیارستمی بگذارد یا کار او را بیشتر ارتقا بدهد؟
زیاد به مقایسه اعتقاد ندارم ولی هنوز از نسل جوان نیز کسی نمی‌تواند جا پای کیارستمی بگذارد. کیارستمی ناب است همان‌طور که بسیاری از کارگردانان معروف هم ناب هستند. من فکر می‌کنم کیارستمی در سبک خود واقعاً بی‌همتا است و احتمال می‌دهم که حالا حالاها کسی نتواند جا پای این کارگردان شهیر بگذارد.

فیلم طعم گیلاس نیز به مانند فیلم باد ما را خواهد برد به موفقیت‌های بسیار خوبی رسید، دوست داشتید که نقش ارشادی را در آن فیلم شما بازی می‌کردید؟
من فیلم طعم گیلاس را خیلی دوست دارم و یک نکته‌ای عرض کنم در مورد فیلم باد ما را خواهد برد؛ یک روز کیارستمی من را به خانه‌شان دعوت کرد، بعد جلوی تلویزیون نشستیم تا کیارستمی چیزی نمایش بدهد؛ او تست چهارصد و پنجاه نفر را نشان من داد که برای نقش باد ما را خواهد برد خط خورده بودند و خیلی از افراد معروف هم جزو آن لیست خط خورده بودند. حتی یک‌بار سر صحنه فیلم هم پرسیدم که از بین این همه بازیگر خوب و خوش‌تیپ چرا من را انتخاب کردید؟ و آقای کیارستمی گفت من دو سال معطل یک بازیگر بودم، فیلم‌نامه این فیلم دو سال است که آماده است و من تا تو را دیدم فهمیدم که فیلم من تکمیل شده است.
من از بازی در نقش خودم بسیار راضی هستم و هیچ‌وقت آرزوی بازی در نقش کسی دیگر را نداشته‌ام.

رمز موفقیت شما در فیلم باد ما را خواهد برد چه بود؟
حقیقتاً رمز موفقیت من این بود که ترسی از بازی کردن در فیلم آقای کیارستمی نداشتم و بسیار به نقش خودم مسلط بودم. می‌دیدم که بسیاری از بازیگران یا نابازیگران از کار با آقای کیارستمی واهمه داشتند اما من با تمرکز بسیار جلوی دوربین حاضر شدم، شاید چون تجربه کار نور و فیلم‌برداری داشتم و این کار سبب شده بود که به صورت بازیگر بیشتر تمرکز کنم و بتوانم بازی خوبی را از خودم به نمایش بگذارم. کیارستمی نقش انتخاب بازیگر را برای خودش بسیار مهم می‌دانست و در کل بسیار ریزبینانه به جوانب فیلم نگاه می‌کرد و این بخت خوش من بود که سبب همکاری ما شد.

فکر می‌کنید بهترین فیلم ایرانی از نظر شما چیست؟ می‌خواهم بدانم که تفکرات شما در مورد فیلم خوب به چه شکلی است؟
من دو تا از فیلم‌های مرحوم علی حاتمی را بسیار دوست دارم: «دلشدگان» و «مادر» فیلم‌هایی هستند که تجربه همکاری هر دو را با مرحوم علی حاتمی دارم و بسیار علاقه‌مند به کارگردانی علی حاتمی هستم. من همیشه گفته‌ام که تمام فیلم‌های عباس کیارستمی را ندیده‌ام و اتفاقاً یک‌بار از من پرسید کدام‌یک از فیلم‌های من را دیده‌اید؟ من هم گفتم حقیقتاً هیچ‌کدام را ندیده‌ام. و ایشان گفتند هیچ‌کدام؟ من هم گفتم اگر اشتباه نکنم فیلم «خانه دوست کجاست» را در سینما دیدم که نصف‌هایش آمدم بیرون!
آقای کیارستمی درحالی‌که می‌خندید گفت جدی! آمدی بیرون؟ گفتم آره. گفتند که خوشم میاد که آدم صادق هستی.
این‌قدر آقای کیارستمی آدم باهوش و دقیقی بودند که اصلاً نمی‌شد به ایشان دروغ گفت، اینکه من بگویم همه فیلم‌های شما را دیده‌ام، بدون شک می‌فهمید.

آقای دورانی! شما در بسیاری از فیلم‌ها با کلاری همکار بودید، نظرتان در مورد این فیلم‌بردار چیست؟
استاد همیشگی ماست، بسیار مرد نازنینی است و هر صفت خوبی که وجود داشته باشد این مرد دارد، بسیار مرد مصمم و توانا و من خوشبختم که با ایشان چند بار همکاری داشته‌ام.

نظرتان در مورد داریوش مهرجویی چیست؟ شما به عنوان فیلم‌بردار و هم به عنوان بازیگر با ایشان همکار داشتید.
بسیار کارگردان خوبی هستند و من بسیار خوشحالم که در فیلم «سارا» و «درخت گلابی» با ایشان همکاری داشته‌ام و چه خاطرات خوبی از آن دوران دارم؛ اما متأسفانه فیلم‌های اخیر ایشان را زیاد نمی‌پسندم و من فکر می‌کنم از دوران خوبشان فاصله گرفته‌اند.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور