پیام شهروند

سلام یک خواهشی ازاستاندار محترم دارم تانسبت به مشکلات ونظرات مردم .به مدیران محترم دستورفرمایند.رسیدگی شود

ضمن تشکر از خدمات شهرداری چه خوب است نسبت به کاشت نهال و درخت مخصوص پارک مثل چنار در پارک توحید اقدام شود چون درختان انار علاوه بر اینکه دیگر تقریباً از بین رفته اند مناسب پارک نمی باشد

سلام مدتهاست روشنایی تقاطع غیر همسطح غدیر ورودی از سمت شوکت آباد لامپ هایش سوخته اداره کل راهداری اقدام نمایند

باسلام جناب اردکانیان وزیر محترم نیرو ایا شماکه نطق بر خوردن یک وعده غذایی مردم میکنید ،ایا خانواده محترمتان میتوانند فقط ۲۴ساعت مثل مردم عادی زندگی کنند تا چه برسد به تناول کردن یک وعده غذایی ، به راستی که عدالت و حق با علی ابن ابیطالب دفن شد

با سلام چرا اداره اوقاف تکلیف تنظیم اسناد مستاجرین خیابان بهمن و ظفر رو مشخص نمیکنن و با بهانه های واهی و بدون استدلال قانونی مردم را سرگردان نگه داشتن ما مالکین که پول دادیم و ملکی رو خریدیم چه گناهی کردیم که سوخته دعوای هییت مدیره قدیم و جدیم بشویم بی زحمت مسئولین اوقاف پاسخگویی نمایند

به بهانه شادی و خیابان‌گردی مردم کرمانشاه پس از صعود پرسپولیس به فینال آسیا؛ کارناوال شادی ارتش سرخ در وضعیت قرمز!

آوای کرمانشاه: شنبه‌شب ساعت 21، اتفاقی خاص برای مردم ایران رقم خورد که نمی‌شود به سادگی از کنار آن گذشت. اتفاقی که مردم ایران و به تبع آن مردم کرمانشاه را برای ساعت‌ها به خیابان کشاند تا در تاریکی شبانه کارناوال شادی به راه بیندازند.
ماجرا چه بود؟ مفصل به آن خواهیم پرداخت. تیم فوتبال پرسپولیس ایران که در لیگ قهرمانان آسیا حضور دارد، در دیدار نیمه‌نهایی مقابل تیم النصر عربستان قرار گرفت. بازی در 90 دقیقه وقت معمول یک – یک مساوی شد و به وقت‌های اضافه رفت. 30 دقیقه زورآزمایی دو تیم در وقت‌های اضافی هم چاره‌ساز نبود و بازی به ضربات پنالتی کشیده شد. تیم پرسپولیس در ضربات پنالتی برنده بازی شد و جواز حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا را کسب کرد.
سوت پایان بازی که توسط داور نواخته شد، گویی سوت آغاز 3 ساعت خلسه‌وار را برای مردم ایران به صدا درآورده‌اند. فضای مجازی به‌یک‌باره یک‌دست سرخ شد. فوتبالی و غیرفوتبالی از این اتفاق مسرور بودند؛ یکی از پرسپولیس می‌گفت، یکی از ایران و آن دیگری از حال خوب مردم! اما این پایان ماجرا نبود؛ انگار مردم ایران هم‌قسم شده بودند که برای چند ساعت هم که شده، همه اتفاقاتی که این روزها پیرامون‌شان در حال رخ‌دادن است را فراموش کنند و فقط به شادی بپردازند. فوتبالی و غیرفوتبالی راهی خیابان شدند؛ کارناوال شادی به راه انداختند و با پرچم‌های سرخی که در دست داشتند، وضعیت قرمز کرونا را به فراموشی سپردند! مردم کرمانشاه به رسم عادت همیشگی‌شان که نوبهار و 22 بهمن را محلی برای ابراز احساسات‌شان انتخاب می‌کنند، راهی این محله‌ها شدند. خیابان‌ها و کوچه‌ها قفل بودند، ماشین‌ها به کندی حرکت می‌کردند. صدای بوق ممتد ماشین‌ها می‌آمد و آهنگ و کف و سوت. مأموران نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی هم در خیابان حضور داشتند. مردم شاد بودند و در ابتدا که به مأموران انتظامی می‌رسیدند، قیافه جدی به خود می‌گرفتند و صدای موزیک‌شان را کم می‌کردند؛ اما کم‌کم فضا تغییر کرد و مردم دریافتند که پلیس آمده تا در کنار آن‌ها باشد. واقعیت این است که پلیس در کنار مردم بود و با شادی و پای‌کوبی کاری نداشت. گویی مأموران انتظامی هم می‌دانستند این مردم به شادی نیاز دارند و نباید مانع آن‌ها شد.
چه چیز مردم را در این شرایط به خیابان کشاند؟ چه چیز باعث شد مردم ایران، کرونا و وضعیت قرمزش، قیمت سرسام‌آور موادغذایی، نرخ سر به فلک کشیده ارز و طلا، وضعیت نابسامان بورس، قیمت‌های خارج از عرف و مضحک خودرو، دعواهای سیاسی و جناحی و … را برای چند ساعت به فراموشی بسپارند؟ فوتبال؟ پرسپولیس؟ واقعیت این است که پرسپولیس عامل بود، اما تنها عامل نه. مردم به شادی نیاز داشته و دارند. این برد پرسپولیس برای مردم ایران به مانند مُسکن عمل کرد که چند ساعت آن‌ها را از بند غم و اندوه رها کند.
افرادی که در فضای مجازی به شادی پرداختند و بعد هم بعضاً به خیابان آمدند و کارناوال شادی به راه انداختند، همگی پرسپولیسی و فوتبالی بودند؟ قاطعانه می‌گویم نه! ما در این 3 ساعت خلسه‌وار چند گروه داشتیم با انگیزه‌های مختلف که فقط یک هدف مشترک باهم داشتند؛ همگی این افراد خواسته یا ناخواسته می‌خواستند شاد باشند. نباید هیچ‌کدام از این افراد را قضاوت کرد و نباید یکی را تایید و آن یکی را رد کرد.
پرسپولیسی‌ها و فوتبالی‎‌ها اولین گروهی بودند که به شادی پرداختند. برای این افراد که بعضاً افراطی هستند و به اصطلاح فوتبالی‌ها به آن‌ها تیفوسی می‌گویند، فقط پرسپولیس و موفقیت‌اش مهم است ولاغیر. این گروه در کنار تمامی کارهای روزانه زندگی‌شان جایی برای فوتبال هم باز کرده‌اند و از بیان آن و ابراز احساسات‌شان هیچ ابایی ندارند. آن‌ها در تایم فوتبالی‌شان آمدند در فضای مجازی پست گذاشتند، کری خواندند، به خیابان آمدند و شادی کردند و تمام.
گروه بعدی که می‌شود از آن‌ها گفت، افرادی‌اند که سعی می‌کنند زیاد درگیر اتفاقات پیرامون‌شان نشوند و بیشتر به «خود» اهمیت بدهند. این افراد هم با تمام تفاوت‌هایی که در سبک زندگی با دیگران دارند، باز هم در بسیاری از موارد با دیگران اشتراکاتی دارند و نیازمند شادی‌اند. اگر این افراد بعد از برد پرسپولیس به شادی پرداختند، نباید تعجب کرد، چرا که این افراد این شادی مُسکن‌وار را به نوعی پاسخ به خود و حالات درونی‌شان می‌دانستند و برای چند ساعت هم که شده دوست داشتند شادی و هیجان را تجربه کنند. برای این افراد شادی‌کردن و فوتبال و هر امور هیجان‌انگیز دیگری مقطعی است و گاهی اوقات در کنار موضوع جدی‌ای که در زندگی خود تعریف کرده‌اند، جایی برای این دست موارد هیجان‌انگیز باز می‌کنند.
دسته بعدی که در جمع شادی‌کنندگان روز شنبه حضور داشتند، افرادی بودند که شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور آن‌ها را به‌هم‌ریخته بود و می‌خواستند برای چند ساعت هم که شده درگیر این دست اتفاقات نباشند؛ از این رو این افراد وقتی دانستند نمی‌شود مشکلات را برطرف کرد، پس به مُسکن رو آوردند. مُسکنی به نام فوتبال و پرسپولیس. این افراد برای چند ساعت هم که شده درگیر دلار و طلا و نان شب و بورس و غم از دست دادن کسی در کرونا و … نبودند و خود را در کارناوال شادی فوتبالی‌ها جای دادند.
دسته بعدی افرادی بودند که مسئله برای‌شان سیاسی بود. از دعوای ایران و عربستان می‌گفتند، از جنگ ایران و اعراب و خاطره‌جمعی که ایرانی‌ها نسبت به اعراب دارند، از ناسیونالیسم ایرانی و عشق به وطن می‌گفتند، از مردی و نامردی می‌گفتند و … مسئله برای این افراد ایران بود و پرسپولیس را بهانه کرده بودند؛ شاید اگر به شکل دیگری هم موفقیتی در مقابل اعراب به دست می‌آوردیم، این افراد بازهم به ابراز احساسات می‌پرداختند.
گروه آخر، اما افرادی هستند که همیشه می‌خواهند در عرصه حضور داشته باشند؛ عامل شادی چه پرسپولیس باشد چه استقلال، چه فوتبال باشد چه والیبال، چه یک کاندیدای انتخاباتی به پیروزی برسد و … این افراد در کارناوال‌ها حضور دارند و می‌خواهند شاد بودن خودشان را به نمایش بگذارند و می‌شود آن‌ها را همیشه شاد و همیشه در صحنه خواند.
البته گروهی هم کلاً درگیر این مناسبات نبودند و فوتبال، شادی، عرق ملی، پاسخ به خود، نمایش شادی و … برای‌شان اهمیتی نداشت؛ با توجه به اینکه این افراد در کارناوال حضور نداشتند پس به خودی خود موضوع بحث ما هم نخواهند بود.
حال که همه اتفاقات را مرور کردیم، می‌توانیم این ادعا را داشته باشیم که مردم به این شادی نیاز داشتند. این سه ساعت خلسه‌وار نشان داد که مردم در کنار مناسبات زندگی روزمره‌شان به شادی و هیجان نیاز دارند. گاهی اوقات افراد برای کنار آمدن با حالاتی که یا درونی هستند و یا عاملی بیرونی دارند، به یک مُحرک نیاز دارند؛ یکی به کتاب رو می‌آورد، یکی به فیلم، یکی به موسیقی، یکی به تفریح، یکی به ورزش، یکی به مخدر، یکی به کار و … که اگر بخواهیم تک‌تک این‌ها را نام ببریم، می‌شود گفت تمامی ندارد و برای هر فرد و یا دسته‌ای می‌توان مُحرک یا مُحرک‌هایی را نام برد. این بار مردم با مُسکنی به نام پرسپولیس برای چند ساعت امور زندگی را به فراموشی سپردند و به شادی پرداختند و در بسیاری از شهرهای وضعیت قرمز کرونایی، پرچم سرخ پرسپولیس و پرچم ایران را به اهتزاز درآوردند.
از این مردم که چند ساعت شاد بودند خرده نگیریم و به آن‌ها نتازیم؛ این مردم به شادی نیاز داشته و دارند. ساعت 21 تا 24 شنبه‌شب گذشت و تمام شد، باز هم ماندیم و وضعیت قرمز کرونا، قیمت دلار، نوسان بورس، قیمت‌های سر به فلک کشیده موادغذایی و …؛ تا حضور در کارناوال شادی دیگر چقدر باید منتظر بمانیم مشخص نیست!

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور