به مناسبت 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان؛ بدن زنان محمل اعمال قدرت و خشونت نمادین

آوای کرمانشاه، دکتر لقمان قنبری: همواره در طول تاریخ بدن زنان محمل اعمال قدرت و خشونت مردانه بوده است. بدن‌های قوی بر بدن‌های ضعیف سلطه و خشونت روا داشته‌اند این سیر تا عصر حاضر و مدرن به اشکال مختلف ادامه داشته و دارد؛ اما خشونت نمادین که ویژگی سلطه عصر ما است عمدتاً از طریق درونی کردن نظام سلطه انجام می‌گیرد. خشونت نمادین بر بدن زنان جلوه‌ای از خشونت مدرن است که بازگوکننده رابطه فرادستی مردان و فرودستی زنان می‌باشد. درواقع امروزه سلطه بر بدن زنان شکلی نمادین یافته است و نکته مهم‌تر این است که در مسیر اعمال خشونت نمادین بر بدن زنان هر دو جنس مرد و زن ممکن است به صورتی ناخودآگاه نظام سلطه را چنان درونی کنند که گویی این رابطه از ابتدا طبیعی بوده است. در برخی جوامع این رابطه چنان طبیعی انگاشته می‌شود که بعضاً هاله‌ای از تقدس نیز به خود می‌گیرد و حتی گاه مخالفت با آن پذیرفتنی نیست. در حقیقت خشونت نمادین به معنای تحمیل نظام‌ها نمادها و معناها (فرهنگ) مردانه بر زنان است به‌عبارت‌دیگر در اینجا سلطه و اعمال خشونت مردان بر زنان محصول نظمی زیست‌شناختی است. در وضعیت فعلی جامعه اگر ایماژهای شهوت سالار، زنان را به‌مثابه ابژه برای کام‌جویی مردانه نشان می‌دهد این خود نمادی از سلطه بر بدن زنان و کالایی شدن بدن جنس مؤنث است. به‌عبارت‌دیگر این شکلی از سلطه است که در آن خشونت و سلطه به شکل نمادین بر روی بدن زن اعمال می‌شود؛ بنابراین امروزه وضعیت بهره‌کشی از زنان نسبت به گذشته چهره نمادی‌تر یافته است و به‌عنوان یک وضعیت طبیعی و حتی لذت‌بخش در نظر گرفته می‌شود.
خشونت نمادین در حوزه جنسیتی به طبقه مسلط یعنی مردها این امکان را می‌دهد که با تعریف و تحریف واقعیت به‌دلخواه خود، زنان را ابژه جنسی خود کنند؛ یعنی شیوه جدید کنترل بر بدن زنان در جامعه مصرفی به‌گونه‌ای است که کنترل بر بدن زنان از طریق سرکوب اعمال مستقیم انجام نمی‌گیرد بلکه امروزه دستگاه سلطه مردانه با تدوین دستور کارهایی و خلق مفاهیمی نظیر اینکه زن لاغر و برنزه خوب است، رفتار و سلیقه زنان را مدیریت می‌کند. در فضای مدرن بدن زنان تبدیل به بازار مصرف شده است. سیستم سلطه با جهت‌دهی به بدن زنان، تقاضای مؤثر برای فروش کالاهای مصرفی را ایجاد می‌کند. دستگاه سلطه مردانه، بدن زنان را جهت رسیدن به سود اقتصادی خود خلق و مهندسی می‌کند. آن‌ها از طریق دستگاهی رسانه‌ای، تعبیه قواعد ساختار موردنظر مردان در متون کتاب‌ها و مجلات و برداشتی خاص از متون دینی، دیدگاه مردانگی خود را نهادینه و توجیه می‌کنند. برای مثال صنعت فرهنگ فعلی و صنعت فیلم‌سازی به‌واسطه نمایش جلوه‌ها از بدن دختران در تلاش است از بدن آن‌ها برای منفعت اقتصادی سود بجوید. به‌عبارت‌دیگر استفاده از بدن زن در جهان مدرن در دایره سلایق و منافعی قرارگرفته که مورد مبادله تجاری و اقتصادی می‌باشد.
نکته قابل‌تأمل این است که عمق این سلطه تا به این حد است که زنان متأثر از منابع سلطه که در دست مردان هست درصدد هستند روایت هویتی متمایزی از هویت خود را عرضه و حفظ کنند. غافل از اینکه خود مفهوم جنسیت یک برساخته اجتماعی و حاصل همان منابع قدرت و سلطه‌ای است که باعث فرودستی آن‌ها شده است؛ بنابراین آن‌ها نباید هویت راستین خود را با مراجعه همان منابع قدرتی پی‌جویی کنند که اتفاقاً آن منبع برای بازتولید سلطه مردان بر بدن آن‌ها برساخته و ایجاد شده‌اند. چون همان‌طور که گفتیم منابع سلطه مردان بر زنان خود توسط دستگاه مفهوم‌ساز سلطه ایجاد شده است؛ بنابراین زنان تا زمانی که زن بودگی خود را از دید مردان می‌بینند راهی برای خروج از سلطه آن‌ها نخواهند یافت. زن بودگی خود را از دید مردان دیدن بدین معنی است که آرایش کردن و جراحی اندام از بدن به مدد واسطه‌های فرهنگی مردسالار تجویز و تحمیل می‌شود تا از این طریق زنان را بیشتر در خدمت خود بگیرند. این‌ها همه جلوه‌های جدید از سلطه و خشونت نمادین هستند.
سلطه نمادین بر بدن زنان یعنی اینکه زنان از خود واقعی تهی شده و خود را مطابق با انتظارات اجتماعی که لزوماً درست نمی‌باشد، ساخت می‌بخشند. این همان کالایی شدن زن و اندام اوست. هرچند امروزه زیبایی‌اندام برای زنان به نماد و نشانه از قدرتمندی تبدیل شده است اما باید گفت این قدرتمندی نیست، آن‌ها فکر می‌کنند قدرتمند شده‌اند. حتی همین احساس که فکر می‌کنند قدرتمند شده‌اند و به حقوق خود رسیده‌اند احساس و تفکری است که به آن‌ها تزریق شده است این یک خود آگهی کاذب بیش نیست. زمانی زنان قدرتمند هستند که از ابزار خودآگاهی راستینی برخوردار باشند، دارای مطالبات ساختارشکنانه باشد و روایت کلان فعلی و منابع قدرت در دست مردان را به چالش بکشند.
زنان باید بدانند تصور یا درک آن‌ها از بدن خود مفهومی است که خودبه‌خود ساخته نشده، بلکه عمل درک این ایماژ، فرایندی برساخته شرایط اجتماعی و سلطه مردان بوده است. مردسالاری امروزه نیاز ندارد برای رام کردن زنان آنان را تنبیه یا مجازات کند بلکه خود زن امروز خواست‌های مردان را با نمایش بدن فریاد می‌زنند. انواع خشونت‌ها و دست‌کاری‌های که حتی از طرف خود زنان بر خودشان اعمال می‌شود نظیر جراحی‌های بدن، صورت و خلاصه بیشتر محصولات زنانه رایج در جامعه، چیزی جز پاسخ مثبت به سلطه و خواست‌های مردان نیست.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور