رابطه توسعه سیاسی و فرهنگ سیاسی مشارکتی در ایران

آوای کرمانشاه، دکتر لقمان قنبری: از عمده پیش‌شرط‌های توسعه سیاسی، تثبیت فرهنگ سیاسی مشارکتی در میان توده مردم است و توسعه سیاسی مترادف با گسترش دموکراسی است و بین توسعه سیاسی بافرهنگ سیاسی توده مردم رابطه تنگاتنگی وجود دارد. همچنین نیل به توسعه سیاسی، نیازمند مشارکت سیاسی مردم و مشارکت سیاسی راستین توده مردم نیز نیازمند وجود فرهنگ سیاسی رشد یافته است؛ اما با شکل‌گیری انقلاب اسلامی، مسیر توسعه سیاسی ایران با دوران قبل از آن در برخی از زمینه‌ها تفاوتی ماهوی پیدا کرد. در این دوران در فرهنگ سیاسی مردم یعنی تلقی آن‌ها و جهت‌گیری آن‌ها نسبت به‌نظام سیاسی و کارکردهای آن، تحولی پدید آمد. در دهه اول انقلاب شاهد شکل‌گیری فرهنگ سیاسی بودیم که ویژگی‌های آن با شاخص‌هایی همچون جمع‌گرایی، پوپولیسم، فرهنگ خیر و شر، فرهنگ انتظار و موعودگرایی، شهادت‌طلبی قابل تبیین می‌باشند. می‌توان گفت فرهنگ سیاسی مردم در اوایل پیروزی انقلاب، تبعی ـ مشارکتی بود. چراکه در چنین فرهنگی سیاسی، مشارکت وجود داشت، ولی فقط در چارچوب‌های اعتقادی نشأت گرفته از ارزش‌های انقلابی مجال ظهور می‌یافت؛ بنابراین نه فرهنگ سیاسی مشارکتی توده مردم جایگاه و نقشی در توسعه سیاسی داشت و نه دولت، به دلیل الزامات ساختاری برآمده از وقایع پس از انقلاب و نیز جنگ تحمیلی اولویت را برای توسعه سیاسی قائل بود. به‌طورکلی دهه اول انقلاب دارای ویژگی‌هایی چون خصلت ایدئولوژیک حکومت، مشروعیت کاریزماتیک حکومت، سیاسی شدن جامعه، حصر حوزه خصوصی، ترویج جامعه توده‌ای به‌جای نشر جامعه مدنی، رواج فرهنگ سیاسی رُمانتیک ارزش‌ـ احساسی به‌جایی فرهنگ سیاسی مشارکتی بود که اشتراکی با توسعه سیاسی به مفهوم مدرن نداشت.
در دهه دوم و سوم انقلاب رشد و بهبود وضعیت اقتصادی جامعه و پشت سر گذاشتن شرایط سخت جنگی و گذر از بحران‌های مختلف و تأثیرات جهانی‌شدن سبب شد که فضای جدیدی از فرهنگی سیاسی مشارکتی شکل بگیرد که دوم خرداد 76 و دولت اصلاحات، اوج شکوفایی آن بود. از همین رو بعد از انتخابات خرداد 1376 نهادهای دموکراتیک نظام، تقویت شدند و مشارکت مدنی و نسبتاً خودجوش به‌جای مشارکت توده‌ای اوایل انقلاب گسترش چشمگیری پیدا کرد. به‌طورکلی در این دوره شاهد توسعه شاخصه‌های دموکراسی همچون رقابت آزادانه احزاب و گروهای سیاسی، گسترش آزادی مطبوعات، احیای برخی اصول دموکراتیک قانون اساسی همچون انتخابات شوراها و تقویت فرهنگ سیاسی مشارکتی بودیم. دهه سوم انقلاب دارای ویژگی‌هایی نظیر تأکید بر مشروعیت قانونی نظام، تلاش برای تبدیل الیگارشی حاکم به‌نوعی دموکراسی محدود یا شبه دموکراسی، نهادینه کردن جامعه مدنی، تقویت نهادهای دموکراتیک نظام همچون نهاد ریاست جمهوری و پارلمان و شوراها، تشویق مطبوعات، گسترش فرهنگ سیاسی دموکراتیک، گسترش نواندیشی دینی هستیم. در این دوران آژانس‌های بین‌المللی چون UN،UNICEF، UNESCO، UNHCR و دیگر نهادها و NGO های بین‌المللی فعال‌شده و در قالب اجرای پروژه با سازمان‌های غیردولتی همکاری‌هایی را آغاز کردند. امّا این روند نیز با انتخابات سال 1384 منقطع گردید؛ چراکه در دوره اصلاحات نیز توسعه سیاسی گفتمانی دولتی از بالا به پایین بود و به عبارتی گفتمانی ایجابی نبود، بلکه تا حدودی سلبی بود که در برابر گفتمان رقیب مطرح می‌شد. هرچند نمی‌توان از تغییر صورت‌بندی جامعه ایران در این دوره که متأثر از تحولات جهانی‌شدن بود و همچنین تأثیرگذاری خود دولت در تسریع مدرنیزاسیون و به‌تبع آن فرهنگ سیاسی چشم‌پوشی کرد. بااین‌وجود نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و از صحنه خارج شدن اصلاح‌طلبان و عدم‌حمایت اقشار مردم از این گفتمان نشان داد که فرهنگ سیاسی مشارکتی در میان توده مردم ایران هنوز مراحل بلوغ سیاسی خود را سپری نکرده و نیازمند بسترها و فرصت‌های بیشتری برای تأثیرگذاری بر روند و مسیر توسعه سیاسی ایران معاصر است. در دوران دولت احمدی‌نژاد فعالان نهادهای مدنی با اتهامات متعددی چون براندازی نرم، دریافت پول از کشورهای خارجی، جاسوسی، ابزار دشمن و غیره مواجه شدند، بدین ترتیب شاهد به حاشیه رانده شدن این نهادها در مشارکت سیاسی در سپهر عمومی بودیم. احمدی‌نژاد توانست با شعارهای پوپولیستی و عامه‌پسند و نیز مانورهای سیاسی و ساده‌زیستانه که موردپسند بخش‌های زیرین و کم‌درآمد جامعه بود، توانست بازی قدرت را به دست آورد. دولت احمدی‌نژاد با عدم باور به مقوله توسعه و طبقه متوسط و نگاه توزیعی و مانورهای پوپولیستی تبدیل به مانعی بزرگ بر سر راه توسعه سیاسی و مشارکت سیاسی مدنی در عرصه سیاست کشور ایران گردید.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور