عامه‌پسند چیست؟

آوای کرمانشاه، معین شرفایی: عامه‌پسند، واژه جدیدی به حساب نمی‌آید و احتمال دارد بارها آن را شنیده باشید بر اساس لغت‌نامه دهخدا (عامه‌پسند یعنی آنچه را که مردم معمولی پسندند یا آنچه را عرف پسندند)، با این حال این واژه که در هنر و فرهنگ کشورمان به طرز عجیبی با اشتباه آمیخته شده اما متأسفانه اثرات خوبی از خود به جای نگذاشته است. در این یادداشت سعی شده نگاهی به عامه‌پسند بودن در کتاب، فیلم و موسیقی ایرانی داشته باشیم و ببینیم اساساً عامه بودن در فرهنگ نو ایرانی چه اثراتی داشته است.

کتاب‌های عامه‌پسند
امروزه در کتاب‌فروشی‌های معتبر، دسته‌بندی مرتب کتاب‌ها باعث شده مشتریان با آرامش بیشتری کتاب‌های خود را انتخاب کنند، در بعضی کتاب‌فروشی‌ها در کنار قفسه کتاب‌های اجتماعی، سیاسی، تاریخی و رمان و … قفسه کتاب‌های عامه‌پسند ایرانی نیز به چشم می‌آید، کتاب‌هایی بسیار حجیم و البته تیراژ و نوبت چاپ‌های چندرقمی. بعد از انتخاب شانسی (رندم) از میان یکی از کتاب‌های قفسه عامه‌پسند، احتمالاً اولین چیزی که به چشم می‌خورد موضوعات عاشقانه دم‌دستی است، چه‌بسا نویسنده‌ای که چندین کتاب در میان کتب عامه‌پسند به چاپ رسانده حتی زحمت تغییر موضوع را نیز به خود نداده، همان موضوع و مضمون با همان شاکله اما با تغییر اسم در کتاب‌های دیگر از خود به چاپ رسانده است.
کتاب‌های عامه‌پسند معمولاً به بنیادی‌ترین موضوعات عالم بشری اشاره دارد و همیشه کتاب‌هایی مثل داستایفسکی، همینگوی، دولت‌آبادی و سیمین دانشور، احمد محمود … در دهه‌های شصت و هفتاد و کمی دهه هشتاد خورشیدی جزو کتاب‌هایی بودند که عامه به حساب می‌آمدند ولی امروزه (کتاب‌های عامه‌پسند جدیدِ پرحجم و کم محتوا) که اغلب مخاطبان آن را جوانان تشکیل داده نسبت به کتاب‌های پر محتوی بیشتر طرفدار دارد.
البته امروزه آن‌قدر آمار مطالعه پایین آمده است که به نحوی باید دنبال این باشیم همین مقدار کمی که سراغ کتاب‌های (پرحجم و کم محتوی) می‌روند را حفظ کنیم.
اثر این نوع کتاب‌ها بر جامعه فرهنگی با چاپ شدن این دست از کتاب‌ها آینده خوبی را برای فرهنگ و مطالعات کشور پیش‌بینی نمی‌شود، با این حال انتظار می‌رود سطح سواد جامعه با تولید مدارک دانشگاهی در مقاطع بالا، آمار مطالعه درست را افزایش دهد. عجیب‌تر از آن این است که رمان‌های چند جلدی تولستوی، ژوزه مارتن دوگار بین جامعه ایرانی در دهه‌های گذشته آن‌قدر پرطرفدار بود که حتی نویسندگان ما نیز متناسب با سواد جامعه ایرانی کتاب می‌نوشتند و این سال‌های دور تنها به بیست سال قبل اشاره دارد. البته نباید از این موضوع نیز غافل شد که تولید کتاب‌های (پرحجم بی‌محتوا) نه‌تنها در ایران بلکه در کشورهای غربی نیز وجود دارد، اما نویسنده اثر سر همان چاپ اول کتابش توسط منتقدین به شدت مورد بازخواست قرار می‌گیرد ولی به هر حال این موضوع حتی روی نویسندگان روسی و فرانسوی کمی اثر گذاشته است و ما سال‌هاست نویسندگانی مانند داستایفسکی، تولستوی یا آلبر کامو، سارتر …ندیده‌ایم.

فیلم‌های عامه‌پسند
اما فیلم‌های عامه‌پسند جریان دیگری دارد، اگر زمان مطالعه در کشورمان پایین است، اما آمار تماشای فیلم در جامعه ایرانی کمی بهتر است البته با در نظر نگرفتن قانون کپی‌رایت که کمر فیلم‌سازان وطنی را تا آستانه شکستن پیش برده است با این حال تشخیص کیفیت فیلم در جامعه امروز ما سخت‌گیرانه‌تر است و به نوعی مردم هر فیلمی را نمی‌پسندند. آوردن مثال بسیار سخت است و تعداد آن کم نیست ولی همین سریال‌های خانگی مثال خوبی است که نشان داده فیلم‌سازان باید با تمرکز بیشتری به فکر تولید محتوی باشند امروزه با دیدن نظرات گذشته مردم درباره فیلم طعم گیلاس از عباس کیارستمی بسیار تعجب می‌کنیم که چطور بی‌مهابا نظرات‌شان را درباره این کارگردان برجسته بیان کردند. همچنین از سمت دیگر با گذشت زمان فیلم‌های اصغر فرهادی بیشتر از قبل دیده می‌شود و حتی فیلم‌های گذشته علی حاتمی یا مسعود کیمیایی بیشتر مخاطب پیدا کرده است که نشان از سطح بالای جامعه ایرانی در انتخاب فیلم دارد البته دست‌آوردهای بین‌المللی کارگردانان در جشنواره‌های معتبر بدون شک رابطه مستقیمی با سلیقه امروز جامعه دارد، اما به هر حال فیلم‌های عامه‌پسند که امروز (هر موضوع بی‌ارزشی عامه‌پسند شمرده می‌شود) خود دلیل محکمی برای رد این دست از فیلم‌ها از سوی مخاطبان است. اما وقتی پیشوند عامه‌پسند بر روی فیلمی قرار می‌گیرد باید نگران این موضوع هم باشیم که صرفاً پرداختن به موضوعات نازل دلیل خوبی برای عامه بودن نیست.

موسیقی عامه‌پسند
موسیقی اصیل کشورمان سال‌هاست که به محاق رفته است و کم‌تر کسی پیدا می‌شود که موسیقی اصیل سنتی را به صورت جدی پیگیری کند مگر آنکه خود نوازنده یا خواننده موسیقی سنتی باشد این نوع موسیقی رابطه جالب و مستقیمی با اشعار قدیمی مثل کلیات حافظ یا مجموعه شعرهای سعدی و مولانا دارد. از سوی دیگر شعار (هر ایرانی – یک خواننده) کم‌کم در حال درنوردیدن موسیقی ایرانی است، این امر به جایی رسیده است که خوانندگان یا نوازندگان موسیقی کلاسیک یا پاپ از سر دلسوزی هم که شده دین خودشان را به موسیقی سنتی با روش‌هایی ادا کرده‌اند! به این ترتیب که موسیقی پاپ و کلاسیک و … را مثلاً با سه‌تار و تار یا تحریرهای اصیل ایرانی ترکیب می‌کنند و با توجه به این موضوع، موسیقی سنتی زیر پرچم موسیقی کلاسیک و پاپ قرار می‌گیرد. اما به هر حال این موضوع را نمی‌توان کتمان کرد که نسل جدید هیچ آشنایی با این نوع موسیقی (سنتی) ندارد و در هیچ کجا هیچ صحبتی از آن نمی‌شود، خوانندگانی در مدت بسیار کوتاه کنسرت برگزار می‌کنند و بعد در یک چشم بر هم زدن از صحنه روزگار محو می‌شوند، نوازندگانی که با چند جلسه تمرین بر روی صحنه بزرگ‌ترین تالارهای ایران به اجرای موسیقی می‌پردازند و به قول خودشان ساز می‌نوازند، امروزه موسیقی سنتی با دیگر انواع موسیقی در حال تخاصم است و معلوم نیست این کشمکش به کجا ختم خواهد شد.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور