آخرین عناوین

قرص ضد زلزله، کپسول ضد کرونا

آوای کرمانشاه، دکتر قدرت احمدیان: مدتی است در فضای استان و کشور بحث پیرامون کپسول ضد کرونا ساخت یکی از ایمونولوژیست‌های استان بالا گرفته است. ابتدا گفته شد که این کپسول درمان قطعی کرونا است، سپس گفتند یک داروی گیاهی کمکی است و امروزه هم کمتر در باب آن بحث می‌کنند. حتی زمانی که دکتر لاری سخنگوی ستاد کرونا فهرست داروهای سنتی مفید برای درمان کرونا را اعلام کرد، نامی از کپسول ساخت کرمانشاه نبود. در این خصوص و در باب شیوه مدیریت مسئله سه نکته به ذهن می‌رسد:
یکم؛ تعلل و سردرگمی وزارت بهداشت و سازمان‌های مرتبط در واکنش به داروهای با پایه گیاهی و سنتی هم موجب سردرگمی و ابهام در میان قاطبه مردم و پزشکان شده است و هم موجب تردید و تزلزل اعتماد به حرفه‌ای‌ترین نهاد کشور یعنی وزارت بهداشت. در شرایطی که تکلیف این‌گونه داروها به سرعت روشن نمی‌شود مردم نمی‌دانند از این‌گونه داروها استفاده کنند یا خیر. اگر استفاده کنند چه کسی پاسخگویی نتایج و عوارض استفاده از این دست از داروها است؟ سوال من آن است که آیا هرکسی می‌تواند در غیاب تصمیم و تائید وزارت بهداشت و سازمان غذا و داروی کشور یک ماده‌ای را تولید کند و آن را بنام کپسول کرونا معرفی کند و مردم هم از سر ناچاری به سمت مصرف آن روی بیاورند؟ اگر این‌گونه باشد، اساساً هدف از تأسیس نهاد متولی بهداشت و آموزش پزشکی کشور چیست؟ این نهاد همانند تمام نهادهای دیگر با هدف کاهش هزینه‌های مبادلات اجتماعی، رفع نقیصه کسری اطلاعات اعضای یک جامعه و تقویت اعتماد بین مردم و دولت تأسیس شده‌اند. سردرگمی و تعلل در تعیین تکلیف صریح و سریع این دست از داروها از جمله کپسول ساخت کرمانشاه در واقع بزرگ‌ترین آسیب را قبل از همه متوجه نهاد بهداشت کشور می‌نماید.
دوم؛ در شرایطی که ذهن انسان نسبت به پدیده‌ای مجهول باشد و از زوایای آن شناخت کافی نداشت باشد او همواره به متافیزیک و ماوراءالطبیعه پناه می‌برد. متافیزیک از باورهای مذهبی جدا است. انسان بر اساس ایمان خود می‌تواند به خداوند بزرگ پناه ببرد و از او بخواهد در رویارویی با مشکلات یاریگرش باشد. این یک امر مسلم ایمانی و اعتقادی است. اما اعتقاد به ماوراءالطبیعه همانند تصور گاوی که کره زمین روی شاخ آن قرار گرفته برای فهم زلزله یا خلق موجودی بنام جن برای درک علت مرگ یک انسان در روزگاران قدیم سامانه فکری است که پیش از ظهور علم جدید رایج بود. انسان‌ها چون از شیوه‌های علمی قادر به یافتن رابطه میان متغیرها نبود سعی می‌کردند “علت” را جعل کنند و از این روی به جن و سایر موجودات غیرطبیعی پناه می‌بردند. اما ظهور علم جدید یا همان پوزیتیویسم به سامانه‌های متافیزیکی خاتمه داد و روابط میان پدیده‌ها یا متغیرها را کشف کرد. مثلاً کشف کرد که انباشت عفونت در نقطه‌ای از روده آپاندیسیت را به وجود می‌آورد یا عنصری بنام میکروب و ویروس می‌تواند تغییراتی را در بافت‌ها و اندام‌ها ایجاد کند که به مرگ انسان منجر شود. مهم آنکه رابطه ویروس و میکروب و تغییرات در بافت‌ها و اندام‌ها و در نهایت مرگ انسان هم کاملاً روشن شد و برای همه قابل‌اثبات گردید. اگر چه بر پوزیتیویسم نقدهای جدی وارده شده است لیکن حداقل در حوزه علوم پزشکی تا اطلاع ثانوی به هیچ روشی غیر از پوزیتیویسم برای درمان نمی‌توان اتکا کرد. ساخت واکسن کرونا توسط شرکت فایزر، مدرنا، دانشگاه آکسفورد، جانسون @ جانسون و… برای کرونا اهمیت پوزیتیویسم و روش‌های آزمایشگاهی را مجدداً اثبات کرد. در برابر عظمت علم جدید و تحقیقات عظیمی که در پیشرفته‌ترین مراکز علمی دنیا با سرمایه‌های هنگفت و تکنولوژی‌های فوق مدرن صورت می‌پذیرد پناه بردن به داروی گیاهی، و ترکیب زنجبیل و ریحان و استوقدوس و زیره مقدار زیادی خنده‌دار به نظر می‌رسد. اما همان‌گونه که عرض کردم انفعال علم جدید در مراحل اولیه در برابر گسترش ویروس کرونا مردم را در جوامع مختلف به سمت “شبه‌علم” از جمله طب سنتی و گیاهی متمایل کرد. این تمایل ناشی از انفعال علم جدید بود. چون علم جدید نتوانسته بود فوری راهی را برای درمان کرونا پیدا کند توسل به راه‌حل‌های شبه‌علمی به یک امر عادی تبدیل شد. فردی که نفس‌های آخر را می‌کشد برای نجات از مرگ به هر چیزی متوسل می‌شود، از جمله داروی گیاهی و کپسول بومی! گفته‌اند در هنگام زلزله مهیب ۹ ریشتری لیسبون در سال ۱۷۵۵ و در زمانی که مردم پرتغال بشدت و برای مدتی طولانی با پس‌لرزه‌ها مواجه بودند کسی “قرص ضدزلزله” می‌فروخت. به او گفتند زلزله چگونه با قرص درمان می‌شود؟ فروشنده در پاسخ می‌گفت من این مسئله به ذهنم رسیده است، راه‌حل شما چیست؟ بشر چون پاسخی برای فهم علت زلزله و شیوه مهار و مدیریت آن نداشت یا سکوت می‌کرد یا قرص ضدزلزله را نوش جان می‌کرد! بخشی از تکاپویی ما برای رویاروی با مشکلات شبیه مصرف قرص برای مقابله با زلزله است. از سر ناچاری و انفعال دست به انتخاب‌هایی می‌زنیم که علی‌الاصول تأثیری بر سلامت و زندگی ما ندارد و شاید هم اثرات آن منفی باشد.
سوم؛ حقیر به‌عنوان معلم مدیریت بحران، دقیقاً دوم اسفند با برخی مدیران مسئول در مدیریت کرونا در تماس بودم و هشدارها و نکاتی را عرض کردم که همه آن‌ها در یک پرونده برای بازبینی و کسب تجربه بایگانی کرده‌ام. با تجربه مطالعه گسترش ویروس اسپانیایی سال ۱۹۱۹ در اروپا و امریکا که بیش از ۳۰ میلیون نفر را به هلاکت رساند، نکاتی را برای مقابله با کرونا پیشنهاد می‌کردم‌. بسیاری از همین نکات توسط ستاد بحران موردتوجه قرار گرفت. یعنی آن‌ها هم به همان نتایجی رسیدند که من هم کم‌وبیش می‌فهمیدم. نکته مهم اینکه عمده این پیشنهادات و نکات با تأخیر فراوان عملیاتی می‌شد. یعنی زمانی سازوکارهای مقابله با کرونا به اجرا درمی‌آمد که تقریباً کار از کار گذشته بود. آسیب‌شناسی مدیریت کرونا می‌تواند برای کسب تجربه و ساخت مدل‌های مدیریت بحران در آینده بسیار مفید باشد. یکی از نکاتی که در این مدت دریافتم نقش بازدارنده “رویه‌های بوروکراتیک تصمیم‌گیری” است. رویه‌های بوروکراتیک حاکم بر نظام تصمیم‌گیری در بحران اجازه انعطاف و اتخاذ تصمیمات سریع و صریح را از مدیران این بخش می‌گیرید. برای این مسئله باید چاره جدی اندیشیده شود.
اما بد نیست در آخر خاطره‌ای را بازگو کنم که به ظرفیت و توان شخصی مدیران برمی‌گردد. در هنگامه غوغای کرونا در اواخر اسفند نکات هشدارآمیز و راه‌حل‌های را برای یکی از مدیران این حوزه در استان فرستادم. ایشان بعد از دریافت پیام هشدارآمیز و راه‌حل‌های کمکی و پیشنهادی من که از سر درد و نگرانی شدید نسبت به سلامت عمومی بیان می‌کردم، در پاسخ آهنگ” کشکله شیرازی ” را برای من ارسال کرد… چه موسیقی زیبایی بود آن!

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور