پیام شهروند

سلام یک خواهشی ازاستاندار محترم دارم تانسبت به مشکلات ونظرات مردم .به مدیران محترم دستورفرمایند.رسیدگی شود

ضمن تشکر از خدمات شهرداری چه خوب است نسبت به کاشت نهال و درخت مخصوص پارک مثل چنار در پارک توحید اقدام شود چون درختان انار علاوه بر اینکه دیگر تقریباً از بین رفته اند مناسب پارک نمی باشد

سلام مدتهاست روشنایی تقاطع غیر همسطح غدیر ورودی از سمت شوکت آباد لامپ هایش سوخته اداره کل راهداری اقدام نمایند

باسلام جناب اردکانیان وزیر محترم نیرو ایا شماکه نطق بر خوردن یک وعده غذایی مردم میکنید ،ایا خانواده محترمتان میتوانند فقط ۲۴ساعت مثل مردم عادی زندگی کنند تا چه برسد به تناول کردن یک وعده غذایی ، به راستی که عدالت و حق با علی ابن ابیطالب دفن شد

با سلام چرا اداره اوقاف تکلیف تنظیم اسناد مستاجرین خیابان بهمن و ظفر رو مشخص نمیکنن و با بهانه های واهی و بدون استدلال قانونی مردم را سرگردان نگه داشتن ما مالکین که پول دادیم و ملکی رو خریدیم چه گناهی کردیم که سوخته دعوای هییت مدیره قدیم و جدیم بشویم بی زحمت مسئولین اوقاف پاسخگویی نمایند

میزگردی با حضور نویسندگان، مترجمان و منتقدین؛ داستان و خاورمیانه

چهارشنبه یازدهم تیرماه بعد از حدود پنج‌ماه کارگاه داستان آوا با در نظر گرفتن پروتکل‌های بهداشتی کار خود را آغاز کرد و این شروع همراه با یک دورهمی متشکل از نویسندگان و مترجمان خوب ایران شکل گرفت در این جلسه مریوان حلبچه‌ای مترجم (کردی و فارسی)، آرش محمودی (نویسنده و روزنامه‌نگار)، محسن یاوری (نویسنده و مترجم)، محسن حسین‌خانی (شاعر و داستان‌نویس)، امید منصوری (جامعه‌شناس)، بهرام غلامی (داستان‌نویس)، امیر سنجابی (روانشناس و نویسنده)، پیرامون سیاست و ادبیات به گفت‌وگو نشستند و جوانب مثبت و منفی ادبیات سیاسی در غرب و خاورمیانه را موردبررسی و تحلیل قرار دادند. در این جلسه ادبیات سیاسی از دیدگاه‌های مختلفی همچون جامعه‌شناسی، روانشناسی و حتی از منظر ترجمه و از دیدگاه چند داستان‌نویس بررسی شد که این بحث گسترده نشان داد که چه قدر موضوع ادبیات و سیاست می‌تواند مهم و در عین حال عمیق باشد.

آرش محمودی: ادوارد سعید در کتاب شرق‌شناسی و همچنین در کتاب نشانه‌های روشنفکران، از سیاست‌های غرب در برابر شرق «که ما هم جزئی از این نقشه‌ایم» پرده‌برداری می‌کند و دست به افشاگری می‌زند. اینکه غربی‌ها به سبب ترسی که از شرق‌نشینان داشتند سعی کردند آرا و عقاید و باورهای ایشان را تخریب کنند و از شرق تصویری سیاه و تاریک بسازند تا رقیب را از میدان به در کرده باشند…
با این مقدمه می‌خواهم بگویم آنچه تا کنون بر ما گذشته و آنچه در شکل کلی این نقطه از جهان اتفاق افتاده و همچنان نیز ادامه دارد، انگار محصول یک دسیسه، تئوری و نگرش سیاسی است. یعنی ما حتی پیش از آنکه بخواهیم به این مسائل فکر کنیم، وقتی حتی در کوچه فوتبال بازی می‌کردیم وقتی به مراسم باستانی و آیینی‌مان می‌پرداختیم، مشغول زیستنی سیاسی بوده‌ایم! و این به نظرم نکته‌ی تأمل‌برانگیز و قابل‌بحثی است. حالا جدای از زیست ما در این تُنگ و جهان شرقی، در درون این محدوده هم درگیر سیاست‌ها و جهان‌های سیاسی خودمان هستیم. یعنی مواجهه با ساختارهای سیاسی کوچک‌تر که اتفاقاً به ما نزدیک‌ترند. حالا ادبیات و نویسنده هم در این جهان مجبور به واکنش است هم به آن ایده‌ی غربی تحمیلی هم به ساختارهای سیاسی درونی‌تر. و خب محصول این برخورد تولید آثاری است که انگار با سیاست زاده شده‌اند و راهی جز این هم نیست. با این مقدمه می‌خواهم نظر دوستان را راجع به نویسنده‌ی خاورمیانه‌ای با هر زبان و ملیتی جویا شوم و به تصویری روشن‌تر برسم.

مریوان حلبچه‌ای: در مورد جهان‌بینی نویسندگان کرد، من بیشتر تمایل دارم بشنوم تا صحبت کنم مثلاً من چند وقت پیش به شهر نجف‌آباد سفر کردم و در همین شهر نجف‌آباد با علاقه‌مندان در مورد کارهای بختیار علی صحبت کردیم که برای من بسیار جالب بود و من تا امروز فکر می‌کردم بیشتر هواداران آثار کردی از خود ما کردها هستند یا حداقل فهم و لذت آثار کردی را بیشتر همین قوم متوجه خواهند بود ولی من دیدم که بسیار پخته و خوب در مورد بختیار علی و ادبیات کردی به صحبت پرداختند و من از این امر لذت بردم اما خب در این جلسه در مورد سیر کارهای بختیار علی صحبت خواهم کرد… اوایل دهه هشتاد میلادی بیشتر کارهایی که بختیار علی نوشت متأسفانه به دلیل سانسور چاپ نشده اما اکثر کسانی که با کارهای بختیار علی آشنایی دارند در مورد این نویسنده آگاه هستند. بختیار علی پروسه تاریخی و سیاسی گسترده‌ای در ادبیات کردستان دارد و می‌دانید که سال‌هاست خارج از کردستان عراق زندگی می‌کند و همین کار دریاس و جسدها گویای تفکر این نویسنده است. در رمان‌های بختیار علی هیچ‌گاه هیچ اشاره‌ای به مکان یا جغرافیای خاص ندارد و به نوعی می‌شود گفت که این نویسنده و تفکر نوشتاری او به‌گونه‌ای است که در باب همه شهرهای ایران یا کردستان عراق و یا خاورمیانه جور درمی‌آید. مثلاً اشاره‌ای مستقیم به سلیمانیه یا کرمانشاه و… ندارد اما به‌گونه‌ای کتاب‌های خود را نگاشته است که همخوانی بسیاری میان ادبیات (بختیار علی) با جغرافیای هر جای این جهان رخ می‌دهد و من فکر می‌کنم جهان بختیار علی جهانی است که در همه جای این نقشه می‌گنجد.
کارهای بختیار علی پس از گذشت چند سال از مرز کردستان عبور کرده و به یک جهان‌بینی جدیدتر رسیده و یک فرم جدیدی که این نویسنده دارد پیش می‌گیرد و شکل کارهای تازه او به گونه دیگری نسبت به قبل است و این نشان‌دهنده پویایی این نویسنده است.
از باب سیاست هم به نظر من این امر لاینفک است. این نویسنده هیچ‌گاه از سیاست دور نشده و من معتقدم یکی از جذابیت‌های نویسندگان کرد مثل فرهاد پیربال، شیرزاد حسن همین اشاره به ژانرهای سیاسی است که سبب متفاوت‌تر شدن کارهای نویسندگان کرد شده و بختیار علی نیز از این امر جدا نیست.

آرش محمودی: من چند وقتی است که روی آثاری که جایزه پولیتزر برده‌اند تمرکز کرده‌ام و دیدم که نویسندگانی همچون ریچارد فورد، استیون میلهاوزر یا حتی جومپا لاهیری رنگ سیاست در آثارشان بسیار محو و کلی است اما هر چه در مورد نویسندگانی که در خاورمیانه زندگی می‌کنند به آثارشان نزدیک‌تر می‌شوم می‌بینم که تم سیاست در کارهایشان بیشتر است، علی‌الخصوص نویسندگان ایرانی که همیشه یک رگه سیاست در کارهایشان دیده می‌شود. دوست دارم در این مورد بیشتر صحبت کنیم که نقش سیاست در ادبیات ایران چقدر و چرا پررنگ است؟

امید منصوری: سوال بسیار خوبی است، اما اول باید این پرسش را مطرح کرد که امر سیاسی چیست؟ من فکر می‌کنم در اینجا ادبیات خود سیاست است و امر سیاسی اشاره به دادخواهی یا اشاره به عرصه اجتماعی دارد و همین نادیده گرفته شدن سبب می‌شود که ادبیات و سیاست با هم ترکیب شوند.
ادبیات یک جهان را می‌سازد و یکی از تأثیرات در این امر می‌تواند سیاست باشد و همین‌جاست که ترجمه آغاز می‌شود و این پدیده و تجربه انتقال پیدا می‌کند من فکر می‌کنم که یکی از راه‌های رسیدن به امر اصلی سیاست خود ادبیات است که می‌شود از این طریق صحبت کرد. گسترش تحولات در جهان امروز بسیار نمود دارد و تجربه خاورمیانه‌ این‌گونه است که دولت‌ها خواستند یک ملت بسازند و ملت نیز زیر بار این امر نرفتند و دیده‌ایم که همیشه ما ملت‌هایی اضافه بر دولت هستیم و تاریخ اینجاست که خودش را نشان می‌دهد و به ما درس می‌دهد و ادبیات به درستی خط اصلی سیاست را نشان ما می‌دهد.

مریوان حلبچه‌ای: وجود تاریخ در جوامع بسیار مهم است اما سیاست‌های داخل کردستان عراق بسیار خلا ایجاد کرده یا مثلاً تجربه سیاسی در کردستان عراق این اواخر سبب آزادی در کردستان شد و خب این باز برمی‌گردد به سیاست، و این امر از لحاظ فرهنگی و اجتماعی خیلی کوتاه‌مدت بوده است.

محسن یاوری: به نظرم صحبت در مورد سیاست و ادبیات ممکن است که خروجی درستی نباشد چون ادبیات از سیاست بسیار جلوتر است و اگر ادبیات از بین برود دیگر سیاست هیچ ارزشی نخواهد داشت و این ادبیات است که مانند یک جهان همه عناصر و حتی سیاست را در می‌گیرد. نویسنده به عنوان یک مولف یک تفکری را خلق می‌کند و اگر در ادبیات کاری کنیم که فقط از سیاست صحبت کنیم وجوه دیگر ادبیات از بین خواهد رفت و دیگر عناصر ادبی چه خواهد شد؟ من فکر می‌کنم بحث در این مورد بسیار گسترده است.

محسن حسین‌خانی: من با حرف آقای محمودی موافقم و فکر می‌کنم اکثر داستان‌های فارسی ما رنگ و بوی سیاست را در خود دارد و البته در مورد نویسندگانی که سیاسی نمی‌نویسند یا از این امر عبور کرده‌اند من مخالفم و فکر می‌کنم اگر یک نویسنده در مورد تنهایی یا عشق می‌آید صحبت می‌کند همان سیاست‌ها سبب شده نویسنده به این سمت‌وسو کشیده شود و من حتی فکر می‌کنم به‌طورجدی در ادبیات فارسی داستان سیاسی خوب هم نداریم و مقایسه ادبیات خاورمیانه با ادبیاتی مثل آمریکا اصلاً مقایسه درست نیست ولی مقایسه ادبیات ایران و کردستان عراق از نظر من شکل درست‌تری دارد و حتی به گمان من ادبیات کردستان عراق از ادبیات ایران جلوتر است.

مریوان حلبچه‌ای: بله من هم با نظر بسیاری از دوستان موافقم و چون کار ترجمه فارسی به کردی را نیز انجام می‌دهم می‌بینم که بله سیاست خیلی در آثار فارسی نقش دارد، یکی از نکاتی که وجود دارد مثلاً در ادبیات عربی نویسندگانی هستند که اکثر کارشان چاپ می‌شود یا هندوستان یا حتی پاکستان که فرهنگ حتی غنی هم ندارد و این باز برمی‌گردد به تاریخ و سیاست ملت‌ها که تفاوت‌ها را عیان می‌کند.

بهرام غلامی: من فکر می‌کنم نویسنده هر چه آزادتر عمل کند می‌تواند به موفقیت بیشتر و بهتری برسد مثلاً چه چیزی سبب شد که یوسا، سوربز را بنویسد، من با توجه به ادبیات آمریکایی لاتین می‌گویم که آثار نویسندگان‌اش بسیار سیاسی است و خب سیاست در ادبیات باز برمی‌گردد به همان جغرافیا چرا که ما می‌بینیم سیاست در ادبیات ژاپن خیلی نقش کم‌رنگ‌تری دارد… اما اینجا ما حتی در صحبت‌های عادی‌مان مانند قیمت‌ها کالا و… عملاً یک صحبت سیاسی را شروع می‌کنیم و خب این به دلیل نقش سیاست در جامعه ماست. و در ادبیات هر چه قدر سعی کنیم که سیاسی ننویسیم واقعاً نمی‌شود و اینجاست که نقش احزاب نیز مشخص می‌شود و شاخه شاخه‌های دیگری را شکل می‌دهد. اتفاقاً یکی از عواملی که برای ادبیات سیاسی رخ می‌دهد این است که تاریخ‌مصرف برای خودش تعیین می‌کند مثلاً الان دیگر کسی سراغ ادبیات دهه سی یا چهل ایران که متأثر از حزب توده بود نمی‌رود چون این حزب از بین رفته و دیگر آثار آن دوره نیز جذابیت ندارد و من حتی به یک شکل دیگر به این قضیه نگاه می‌کنم که اگر سیاسی ننویسیم ادبیات ماندگارتر می‌شود ولی نکته مهم این است که ما چیزی بنویسیم حتی سیاسی که صحبت آن همیشه باشد و به بنیان سیاست بپردازد.

مریوان حلبچه‌ای: از نویسندگانی که بسیار در زمینه سیاست خوب نوشته‌اند می‌توان به احمد محمود اشاره کرد، این نویسنده متأسفانه مورد کم‌لطفی قرار گرفت و اگر آثارش ترجمه می‌شد چه‌بسا بیشتر دیده می‌شد، متأسفانه در ادبیات فارسی بسیار باندبازی دیده می‌شود که باز برمی‌گردد به یک سری سیاست‌های غلط و هر کسی از هر حزبی یک تفکر راه انداخته‌اند و نویسندگان برای چاپ اثرشان مجبور می‌شوند وارد دار و دسته‌ای شوند که اثر متناسب با تفکراتشان نباشد اما مجبور می‌شوند تن بدهند این یکی از همان دلایلی است که سبب می‌شود ادبیات سیاسی از آن جلوه خودش بکاهد.

امیر سنجابی: در مورد ادبیات و سیاست یک نکته وجود دارد و آن اشاره به نیازهای بشری یعنی آزادی است به نظر من ادبیات روشنفکری خیلی ورطه خطرناکی است. بختیار علی دیدیم که در مورد آزادی می‌نویسد و به نیازهای انسانی اشاره دارد اما ادبیات روشنفکری اصلاً دیگر انسان را نگاه نمی‌کند و به مواجهه با ساختار سیاسی می‌پردازد، به اموری اشاره می‌کنند که اصلاً به درد جامعه دیگر نخواهد خورد.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور