پیام شهروند

سلام یک خواهشی ازاستاندار محترم دارم تانسبت به مشکلات ونظرات مردم .به مدیران محترم دستورفرمایند.رسیدگی شود

ضمن تشکر از خدمات شهرداری چه خوب است نسبت به کاشت نهال و درخت مخصوص پارک مثل چنار در پارک توحید اقدام شود چون درختان انار علاوه بر اینکه دیگر تقریباً از بین رفته اند مناسب پارک نمی باشد

سلام مدتهاست روشنایی تقاطع غیر همسطح غدیر ورودی از سمت شوکت آباد لامپ هایش سوخته اداره کل راهداری اقدام نمایند

باسلام جناب اردکانیان وزیر محترم نیرو ایا شماکه نطق بر خوردن یک وعده غذایی مردم میکنید ،ایا خانواده محترمتان میتوانند فقط ۲۴ساعت مثل مردم عادی زندگی کنند تا چه برسد به تناول کردن یک وعده غذایی ، به راستی که عدالت و حق با علی ابن ابیطالب دفن شد

با سلام چرا اداره اوقاف تکلیف تنظیم اسناد مستاجرین خیابان بهمن و ظفر رو مشخص نمیکنن و با بهانه های واهی و بدون استدلال قانونی مردم را سرگردان نگه داشتن ما مالکین که پول دادیم و ملکی رو خریدیم چه گناهی کردیم که سوخته دعوای هییت مدیره قدیم و جدیم بشویم بی زحمت مسئولین اوقاف پاسخگویی نمایند

نظر نویسندگان کشور در باره ادبیات داستانی کرمانشاه؛ از شادکامان تا آب‌شوران

آوای کرمانشاه، صبا شیخی: ادبیات داستانی کرمانشاه در تاریخ معاصر همیشه اشخاصی جریان‌ساز به ادبیات مملکت معرفی کرده؛ از میرزاباقر خسروی که رمان «شمس و طغرا»یش اولین رمان ایرانی به معنی اسلوب غربی رمان است تا علی‌محمد افغانی که رمان «شوهر آهو خانم»اش اولین رمان مدرن ایرانی خطاب می‌شود تا علی‌اشرف درویشیان که جزو بزرگان دهه‌ی چهل و پنجاه است و مجموعه «آبشوران»اش فصلی نو را در بستر اجتماعی ایران رقم می‌زند. و منصور یاقوتی با «زخم» در دوره‌ای همه‌ی توجهات را به سمت خود می‌کشد… در سال‌های نزدیک‌تر اسماعیل زرعی را و فرهاد حیدری‌گوران و بعد پیمان اسماعیلی با «جیب‌های بارانی‌ات را بگرد» «برف و سمفونی ابری» «نگهبان» «همین امشب برگردیم» خود را به‌عنوان یکی از بهترین‌های ادبیات معاصر تثبیت می‌کند و نویسنده‌ای در قواره‌ی جهانی است. همچنین حامد اسماعیلیون که نویسنده‌ای شناخته شده و مهم در میان صداهای نسل جدید است. از طرفی مجید اخگر که از مترجمان معتبر حوزه‌ی ادبیات و فلسفه است و سمیرا رشیدپور که هم مترجم سرشناسی است هم داستان‌نویس قابلی… همه‌ی این اسامی به‌نوعی بخش مهمی از اعتبار ادبیات‌اند که در ظرف ملی می‌شود عیارشان را سنجید. در ادامه نظر چند تن از نویسندگان و منتقدان آشنای ادبیات ایران را در باره مولفان کرمانشاهی جویا شده‌ایم که می‌خوانید.

لیلا صبوحی اهل تبریز، نویسنده «پاییز از پاهایم بالا می‌رود» و «سیاوش اسم بهتری بود» در این باره می‌گوید: رمان «گاماسیاب ماهی ندارد» از حامد اسماعیلیون را بسیار پسندیدم، رمانی که به دلیل شناخت اسماعیلیون از دوره‌ای که داستان در آن اتفاق می‌افتاد و مخصوصاً صراحت لهجه‌اش، جذاب از کار در آمده است. از پیمان اسماعیل مجموعه داستان «همین امشب برگردیم» را خواندم. یکی از بهترین کارهای این نویسنده است. مجموعه‌ای که به دلیل زبان روان و خوش‌خوان بودنش بسیار موردعلاقه‌ام بود.

مسعود سینایی‌فر منتقد و نویسنده اصفهانی در باره ادبیات کرمانشاه می‌گوید: «شوهر آهو خانم» به عنوان یکی از آثار رئالیسم اجتماعی ایران مطرح است که فضای تازه‌ای را به رمان‌نویسی نوپای دهه چهل ما معرفی کرد اما دیگر آثارش نتوانست موفقیت رمان اول را به دست بیاورد. همچنین علی‌اشرف درویشیان از نویسندگان واقع‌گرای ماست که گرایشات چپی‌اش باعث شد او نیز متمایل به رئالیسم سوسیالیستی باشد؛ اما در اواخر عمرش کمی این نگاه را تعدیل کرد و نویسنده متوسطی شد.
«گاماسیاب ماهی ندارد» اسماعیلیون یکی از بهترین رمان‌های دهه نود است که بازتاب فضای این چهل‌ساله ماست که به‌خوبی با فرم و ساختار مناسبی توانسته تا حدودی بازتاب این دوران باشد. البته پیمان اسماعیلی خون تازه‌ای به داستان‌نویسی ما وارد کرد. اسماعیلی با توجه به زندگی زیسته‌اش توانست فضای آپوکالیپتی و خشنی به فضای داستان‌نویسی ما وارد کند و این را در دیگر آثارش دنبال کرده. اما حیف این دو نویسنده زندگی خارج از ایران را برای زندگی انتخاب کردند و هنوز نتوانستند به شکوفایی و رشد آثارشان در داستان‌نویسی ایران برسند. نویسنده وقتی از ریشه‌هایش جدا شد دو حالت دارد یا به بازآفرینی جهان ذهنی‌اش می‌پردازد یا کلاً در فضای جدید استحاله می‌شود.

حسین لعل بذری نویسنده مشهدی و خالق مجموعه داستان «افتاده بودیم در گردنه‌ی حیران» می‌گوید: از علی‌محمد افغانی دو کتاب «شادکامان دره‌ قره‌سو» و «شوهر آهو خانم» را خواندم. از هر دو اثر هم به‌واسطه قلم توانمند افغانی لذت بردم و هم خلق تصاویر زنده که با ظرافت خاصی روایت شده اما طبیعتاً شوهر آهو خانم را به‌واسطه درون‌مایه و موضوع ملموس آن و فضای کرمانشاه بیشتر دوست داشتم. از نسل جدید هم از حامد اسماعیلیون رمان قدرتمند « گاماسیاب ماهی ندارد» را خواندم و دوست داشتم، اگرچه با زبان اثر مشکل داشتم ولی صحنه‌پردازی‌ها و شخصیت‌های این رمان فوق‌العاده بودند. هیچ‌وقت آن صحنه‌های خاص کتاب را از یاد نمی‌برم. از پیمان اسماعیلی هم «برف و سمفونی ابری» و مجموعه درخشانِ «همین امشب برگردیم» را خواندم. به نظرم « همین امشب برگردیم» یکی از بهترین مجموعه داستان‌های این یکی دو دهه اخیر است؛ یک مجموعه پاکیزه و منطبق بر تعریفِ داستان کوتاه که به خوبی آدم‌ها و داستان‌های‌شان را برای ما تعریف می‌کند. زبان روان و راحتِ اثر، لحن صمیمی شخصیت‌ها، فضاسازی مناسب و پرداختن به موضوع سرگشتگی انسانِ معاصر از ویژگی‌های مثبت کار اسماعیلی در این مجموعه است.

نسرین میرزایی نویسنده کرمانشاهی می‌گوید: به عنوان یک کرمانشاهی که به نوشتن علاقه‌مند است طبیعتاً زمانی که با چهارچوب داستان آشنا شدم سراغ نویسنده‌های کرمانشاهی رفتم.
یکی از اولین رمان‌های بلندی که در نوجوانی خواندم «شادکامان دره قره‌سو» بوده که در آن زمان تنها فضا را درک می‌کردم. چندین سال بعد، موقع بازخوانی این رمان آن تأثیرگذاری پیشین را نداشت. چرا که توصیفات، استعاره و تشبیهات بسیار زیاد کار موجب سردرگمی مخاطب می‌شود و برای من باعث گم شدن پی‌درپی خط روایی داستان شده بود. اما «شوهر آهو خانم» افغانی کتابی بود که می‌توانم بارها و بارها آن را بخوانم و از خواندنش لذت ببرم. فضاهایی که در این کتاب خلق شده و جایگاه زن کرد کرمانشاهی در آن برهه از تاریخ بسیار قابل‌درک و لمس است. افغانی در این کتاب توانسته به درستی در جایگاه یک زن قرار بگیرد و چنین شخصیت باورپذیر را به وجود بیاورد. اما درویشیان که به زعم من سرآمد نویسندگان کرمانشاهی است و بیش از همه باید عنوان کنم که آرزوی آرام گرفتن در خاک‌اش -کرمانشاه – را داشت اما حیف و صد حیف که رویای‌اش نادیده گرفته شد. قلم توانای درویشیان و رئالیته‌ی بالای کارش به‌گونه‌ای بود که انسان را مبهوت خود می‌کرد، به‌طوری‌که خاطرم هست، زمانی که برای اولین بار رمان چهارجلدی «سال‌های ابری»اش را خواندم، از فضاها و خط روایی و شخصیت‌پردازی داستان، پیش همسر و فرزند پنج‌ساله‌ام صحبت کردم، و چند سال بعد، زمانی که بر حسب اتفاق از محله‌های شترگلو و سرتپه‌ی کرمانشاه عبور می‌کردیم، فرزندم گفت: احساس می‌کنم شریف و لطیف توی این کوچه‌ها همدیگر را دنبال کرده‌اند و حمام‌شان در این کوچه‌هاست. که این نشان می‌دهد این نویسنده به قدری فضا را کامل و عجیب ساخته و پرداخته که کودکی کم سن و سال هم آن را به این خوبی درک کرده است. در رابطه یا درویشان می‌گویند که لحاظ تکنیکی بسیار رو و بدون پیچیدگی حرف می‌زد اما همین نکته بس که نه‌تنها مخاطب دهه‌ی چهل و پنجاه ادبیات، که مخاطب دهه‌ی نود که فرزندان ما باشند هم، او را و کارهایش را درک می‌کنند و این یعنی نویسنده کار خودش را کرده است.
از منصور یاقوتی «گردآوری افسانه‌ها»، مجموعه‌ای متشکل از شش داستان به نام «کودکی من»، «چشم هیچکاک» و «گل خاص» را خوانده‌ام. در کارهای یاقوتی یک فرد آنارشی در جامعه‌ی بسته‌ی کُرد را می‌بینیم. به عبارتی شخصیت‌ها به‌گونه‌ای یاغی مسلک‌اند. اما متأسفانه یاقوتی در کارهایش دچار یک‌جور تکرار شده است. پرداختن به موضوع تضاد طبقاتی و سرخوردگی‌های روستاییان مناطق کُردنشین، اگر که قرار باشد در یک یا دو مجموعه باشد جذاب است اما بیش از آن موجب تکرار و خستگی مخاطب می‌شود. «گاماسیاب ماهی ندارد» اسماعیلیون را دو بار خوانده‌ام. فضای تاریخی که در این کار خلق شده، برای منِ کرمانشاهی که جنگ را دیده‌ام و جنگ‌زده‌گی را لمس کرده‌ام بسیار جذاب بوده و به عقیده‌ی من، در این کار، از لحاظ مضمون و زیرلایه‌های کار آنچه باید گفته می‌شد، گفته شد. «دکتر داتیس» و «آویشن قشنگ نیست» هم دو مجموعه‌ی خوب دیگر از اسماعیلیون است که در این میان، «آویشن قشنگ نیست» را بسیار پسندیدم. داستان‌های این مجموعه، داستان‌هایی جاندار و خوب است. اسماعیلیون در این مجموعه با فرم بازی کرده و فرم‌ها به تنِ کار نشسته به‌گونه‌ای که من را به عنوان مخاطب امروز ادبیات اغنا می‌کند. به‌شخصه شیفته‌ی آثار اسماعیلی هستم. و لمسِ لذتِ داستان کوتاه برای من، با کارهای اسماعیلی ممکن شد به‌گونه‌ای که از آثارش بسیار آموختم. پیش از اینکه از قلم و آثار اسماعیلی سخن بگویم باید از مرام، شخصیت، بی بخل یاددادن‌ها، مناعت طبع و امساک نکردن‌های در آموزش به همشهری‌هایش بگویم که بسیار ستودنی ست. تمام کارهای اسماعیلی برای من سراسر لذت بوده است اما مجموعه داستان «همین امشب برمی‌گردیم» او جایگاه ویژه‌ای در ذهن من دارد. داستان‌های او، در عین توجه به تکنیک و فرم، شاهد یک محتوای غنی هستیم که در زیر فرم‌هایی که کار می‌کند نهفته است. یک فضای وهم‌آلود که مختص خودش است و در آثار دیگران نمی‌شود دید دنیاهای ناشناخته‌ای را می‌سازد که در عین ناشناخته بودن، آن را با دنیایی که مخاطب حال حاضر در آن زیست می‌کند پیوند می‌دهد. یکی از ویژگی‌های کارهای اسماعیلی نکاتی است که در داستان‌ها برای کشف و شهود قرار می‌دهد آن‌هم به‌گونه‌ای که رها نمی‌شود و تو می‌توانی آن را کشف کنی و از کشف آن به وجد بیایی، از همین رو خواننده به دوباره خوانی کارهایش ترغیب می‌شود.

بهرام غلامی دیگر نویسنده کرمانشاهی بر این باور است که درویشان راوی دردهای کرمانشاه در دهه‌های گذشته است. می‌توان در آثارش به تصویری از طبقات فرودست کرمانشاه رسید. همچنین منصور یاقوتی، نویسنده‌ای است که در آثارش می‌توان زیست روستایی را دید. آثاری مانند، دهقانان، چراغی بر فراز مادیان کوه، قصه‌های آهو‌دره. آنچه که مشخصه ادبیات روستایی است. و این نوع ادبیات البته بیشترین رواج را دهه چهل داشته است‌.
حامد اسماعیلیون جز نویسندگان نسل جدید ادبیات کرمانشاه است. از ایشان رمان گاماسیاب ماهی ندارد را خوانده‌ام. رمانی که گرگان، اراک و کرمانشاه را در دهه شصت و اواخر جنگ به هم پیوند می‌زند. دکتر داتیس. و آویشن قشنگ نیست نیز از آثار خواندنی ایشان است.
تقریباً تمام کارهای پیمان اسماعیلی را خوانده‌ام. «جیب‌های بارانی‌ات را بگرد»، «برف» و «سمفونی ابری». نگهبان (رمان) همین امشب برگردیم. فقط می‌توانم بگویم از قلم اسماعیلی غافلگیر می‌شوی. از سطر به سطرش، از روایتگری‌اش، از صحنه سازیش و در نهایت از کشفی که نویسنده د ر داستان دارد. هر داستان کشفی دارد که مختص همان داستان است.

نعیمه بخشی نویسنده تهرانی و خالق «باور کن تو فوجیکو نیستی»، در باره داستان کرمانشاه می‌گوید: «همراه آهنگ‌های بابام» از علی‌اشرف درویشیان را سال‌ها پیش خواندم و فضای داستان‌ها و زندگی سخت شخصیت‌ها خیلی متأثرم کرد. داستان‌ها در میان آدم‌هایی اتفاق می‌افتند از طبقه پایین، آدم‌هایی که دغدغه‌شان نان شب است و اصلاً عجیب نیست اگر با داستان‌هایش اشک بریزی. از حامد اسماعیلیون کتاب آویشن قشنگ نیست را خواندم و چندان نتوانستم با داستان‌هایش ارتباط برقرار کنم. کارهای پیمان اسماعیلی را دنبال می‌کنم. اما برف و سمفونی ابری‌اش برای من کتاب بهتری بوده. فضایی که در داستان‌های این مجموعه خلق کرده شاید تا حدودی بعدها در داستان‌ها و رمان «نگهبان» هم ادامه پیدا کرده باشد اما همچنان این مجموعه برایم جذابیت ویژه‌ای دارد. استفاده از برف و سرما، صداهای غریب و نشانه‌هایی برای ایجاد ابهام در داستان‌ها بدون این‌که خواننده را گیج کند داستان‌‌ها را جذاب کرده و بهشان عمق داده.

پریسا جلیلیان پژوهشگر و نویسنده می‌گوید: در کتاب «شوهر آهو خانم» افغانی توانسته بود شخصیت‌ها را به درستی بسازد، که البته در بعضی بخش هر نویسنده به عنوان راوی یک سری نظرات و دخالت‌هایی در روند داستان و شخصیت‌ها و روابطشان داشته که بر روی همین شخصیت‌سازی اثر گذاشته است. موفقیتی که افغانی با این کار کسب کرد، تقریباً به آن شکل دیگر تکرار نشد و این کتاب در بین باقی کارهایش جایگاه ویژه‌ای دارد زیرا به روان شخصیت‌هایی که خلق کرده تسلط یابد و آن‌ها را شکل دهد. که البته در این کتاب تا حدی با ضعف فضاسازی کرمانشاه همراه هستیم، اما کتاب یک رمان خوش‌خوان است. از درویشیان کتاب‌های «آبشوران»، «درشتی» و «فصل نان» را خوانده‌ام. درویشیان در اغلب آثارش راوی کودک-نوجوان را انتخاب کرده که در موقعیت‌های مختلف قرار می‌گیرد و خاطرات و اتفاقات را تعریف می‌کند. درویشیان به عبارتی نویسنده‌ای سوسیالیست بوده که تلاش داشته آثاری تأثیرگذار خلق کند. تقریباً تمامی کارهای درویشان از کیفیت خوبی برخوردار است اما در میان کارهایش، مجموعه داستان «درشتی» برای من از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است زیرا نویسنده از آن واقعیت صرف و هدفمندی که در دیگر آثارش است فاصله گرفته و جهانی درونی‌تر را به وجود آورده است. «آویشن قشنگ نیست» اسماعیلیون یک مجموعه داستان به‌هم‌پیوسته است که هر کدام از داستان‌ها قایم به ذات‌اند. به عبارتی هر کدام از داستان‌ها یک داستان کامل‌اند که در کنار یکدیگر یک معنای کلی‌تر پیدا می‌کنند و یک بدنه‌ی تکمیل شده را شکل می‌دهند.
مجموعه‌ی «همین امشب برمی‌گردیم» مجموعه‌ی بسیار خوبی از پیمان اسماعیلی است. به زعم من اسماعیلی بهترین کوتاه نویس حال حاضر ایران است که فضای داستان‌هایش را با استفاده از توصیفات، شخصیت‌پردازی و عناصر داستانی، چیزی مابین توهم و رئال خلق می‌کند و سعی می‌کند در انتها به یک آن داستانی برسد. کارهای اسماعیلی از پیچیدگی‌هایی با لایه‌های پنهانی زیرین برخوردار است.

مریم ناصری نویسنده تهرانی می‌گوید: کتاب «شوهر آهو خانم» در نوع خود یک حرکت جسورانه بوده است که متأسفانه این کتاب در ادبیات ما مهجور مانده است و از طرف عده‌ای از اهالی ادبیات مورد این هجمه قرار گرفته که سطح پایینی دارد، در صورتی که، نکته‌ی حائز اهمیت در این جا، زمان نوشتن این زمان است. اینکه این رمان در دهه‌ی سی و در چه بستری نوشته شده بسیار اهمیت دارد. همان‌طور که نجف دریابندری در رابطه با این کتاب گفته است «در این داستان از زندگی مردم عادی اجتماع، تراژدی عمیقی پدید آمده و صحنه‌هایی پرداخته شده که انسان را به یاد صحنه‌های آثار بالزاک و تولستوی می‌اندازد؛ این نخستین بار است که یک کتاب فارسی به من جرأت چنین قیاسی را می‌دهد». این کتاب رمانی از بستر جامعه است، یک رمان رئال که به مشکلات جامعه و زنان می‌پردازد، که آقای افغان با دیدی تیز و نکته‌بینی آن راه نگاشته. برای اولین بار که این کتاب را خواندم به یاد کتاب‌های احمد محمود افتادم و از این منظر برای من بسیار جالب بود. آقای درویشیان هم یک رئال نویس است که مشکلات جامعه‌ی کردها را می‌نویسد، و از نارسائی‌ها، کمبودها و ظلم و ستم‌هایی که بر مردم کرد رفته به خوبی سخن می‌گوید. در میان آثار درویشیان، کتاب «آبشوران» وی درخور و بسیار خوب بوده است. کتابی برآمده از دل مردم کُرد و آنچه بر آن‌ها می‌گذرد.
از پیمان اسماعیلی برای نخستین بار، داستان کوتاه «واندرلند» را در مجله‌ی همشهری خواندم؛ این من را ترغیب کرد که ایشان را بیشتر بشناسیم، سپس کارهای «جیب‌های بارانی‌ات را بگرد»، «همین امشب برمی‌گردیم» و نگهبان را خوانده‌ام. داستان واندرلند پیمان اسماعیلی را به لحاظ قصه‌پردازی و داستان‌گویی به نسبت باقی کارهایشان بیشتر می‌پسندم. فضای داستان‌های اسماعیلی یک حالت سورئال دارد که خواننده رو همراه می‌کند.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور