نشانه‌ها برای چه کسانی پدیدار شده‌اند؟

آوای کرمانشاه، جلال چقازردی: داستان ریزعلی خواجوی یا آن‌گونه که خودش می‌گوید ازبرعلی خواجوی را کمتر ایرانی هست که نخوانده یا نشنیده باشد. ماجرا را همه می‌دانیم، کوه ریزش کرده و راه را بسته، قطار در صورت برخورد با آن، به کلی منهدم می‌شود و نزدیک به هزار مسافر در شعله‌های آتش، ناپدید می‌شوند. ریزعلی هر آن ابزاری که داشته یعنی نفت فانوس و اسلحه و کت و کبریتش را به آتشی/ نشانه‌ای برای هشدار دادن تبدیل و به سمت قطار حرکت می‌کند و نهایتاً با شلیک گلوله و برافروختن آتش، باعث توقف قطار می‌شود. حال این موقعیت فرضی را در نظر بگیرید که قطاربان به هشدارها و نشانه‌ها توجهی نمی‌کرد، ریزعلی را اغتشاشگر، دشمن، نفوذی یا چیزی شبیه این‌ها می‌دانست و به مسیر خود ادامه می‌داد، طبیعتاً ریزعلی از سر راه قطار کنار می‌رفت و قطار با سنگ‌ها برخورد می‌کرد و منفجر می‌شد.
در روایت‌های مدرنیستی جامعه‌شناسی، برای تعریف یک ملت و یا تمایز گذاشتن بین وضعیت قوم یا ملت بودن، ملاک را حضور دولت- ملت در یک کشور می‌دانند. دولت- ملت‌ها، واحدهای سیاسی هستند که یک گستره جمعیتی -جغرافیایی خاص را دربر می‌گیرند. بنابراین در این روایت هر زمان که از کشور یا جامعه ایرانی، صحبت می‌شود مراد سیستم دولت- ملت در ایران است. این واحد سیاسی وظیفه دارد تا به نمایندگی از ملت و با داشتن مشروعیت از جانب آنان، با تنظیم قوانین و برقراری ضمانت‌های اجرایی مختلف، امور جمعیت و سرزمین تحت حاکمیت خود را سامان بخشد. اموری که شامل حوزه‌ها و جنبه‌های مختلف و متعدد می‌شود از حفظ محیط‌زیست تا تأمین ثبات اقتصادی و امنیتی جامعه و نهایتاً وظیفه‌ای که این روزها بیشتر از همیشه ضرورت آن را حفظ می‌کنیم؛ تأمین بهداشت و سلامت جامعه و حفاظت از جان و زندگی مردم.
حوادث سال‌های اخیر در ایران از زلزله‌های کرمانشاه و ورزقان تا آتش‌سوزی در پلاسکو، اعتراضات دی‌ماه 96 و آبان 98، سقوط ارزش پول ملی و بحران اقتصادی جامعه و آخرین مورد نحوه مدیریت بحران کرونا به خوبی نشان داده که این تشکیلات سازمان ده و راهبر کشور دچار اختلالات جدی و ناتوانی نهادی ضعیفی گشته و در انجام‌وظیفه‌ی اصلی خود یعنی سامان بخشیدن به امور عمومی، مدیریت و حل بحران‌ها ناتوان شده است به‌گونه‌ای که برخی از تحلیلگران از ورود ایران به مرحله‌ی بی‌دولتی سخن می‌گویند. درنتیجه‌ی مشاهده این ناکارآمدی و ناتوانی، جامعه نیز دچار بی‌اعتمادی شدیدی نسبت به ساختار سیاسی گشته و بعضاً خود دست به اقداماتی برای سروسامان بخشیدن به امور می‌زند. از حضورهای هیجانی در مناطق زلزله‌زده و در اختیار دادن کمک‌های خود به سلبریتی‌ها، از حضور در خیابان‌ها برای اعتراض به شیوه‌ی ناصحیح و غیرکارشناسی اعلام و اجرای طرح افزایش قیمت بنزین و یا نهایتاً پناه بردن به درمان‌هایی که مورد تایید وزارت بهداشت و درمان نیستند و غیره، همگی تلاش‌های محکوم به شکستی هستند از سوی جامعه‌ای که ساختار سامان بخشش را از دست داده است. این تلاش‌ها و موارد بی‌شمار دیگری نشان‌دهنده این است که رابطه‌ی دولت-ملت در ایران چقدر مخدوش و ازهم‌گسیخته شده است. این از هم‌گسیختگی و شاید با اندکی سختی بتوان گفت قطع ارتباط و جدایی، منجر به ایجاد حس بی‌پناهی در جامعه‌ی ایرانی شده است. مردم نمی‌دانند در بحران‌ها و تنگناها باید به کارآمدی و توانمندی چه نهادی دل خوش بدارند، آنان در یک مقایسه‌ی ساده، وضعیت خود را با کشورهای منطقه و حتی کشورهای پرجمعیتی مانند هند و چین مقایسه می‌کنند. اگر این کشورها میزان ابتلا و مرگ‌ومیر ما را می‌داشتند میلیون‌ها نفر باید جان خود را در این کشورها از دست می‌دادند که نداده‌اند. دولت نه امکان اقتصادی حمایت از مردم برای قرنطینه سراسری را دارد، نه توانمندی علمی تولید واکسن را دارد، نه توان مالی و ارتباط سیاسی لازم برای تأمین واکسن‌های کشف شده در کشورهای دیگر را دارد. در کنار این ناتوانی‌ها اقدامات عجیبی چون تشویق به برگزاری عزاداری محرم می‌کند یا بانی بازگشایی مدارس می‌شود، ابتلاها را به شکل خانوادگی در می‌آورد و استان‌های نارنجی کشور را به وضعیت قرمز می‌رساند. در این صورت مسئله دیگر در سطح شکاف یا جدایی باقی نمی‌ماند و به‌تدریج حتی گونه‌ای از نفرت، تخاصم و دشمنی شکل می‌گیرد که شاهد مثالش را در آتش زدن‌ها و تخریب‌های آبان 98 می‌توان دید. در مورد ماجرای این روزها جامعه علی‌رغم اعتراف به زحمات کادر درمانی، قوه‌ی عاقله‌ی مدیریت را با بی‌اعتنایی و بی‌اعتمادی نظاره می‌کند به هشدارهای بهداشتی توجه پایینی دارد، مسافرت‌هایش را ادامه می‌دهد و … . این وضعیت همچون نوار تردمیلی است که از ناتوانی دولت به بی‌اعتمادی جامعه و بی‌توجهی به درخواست دولت، پیگیری منفعت‌طلبانه و فردگرایانه امور و … می‌رسد، این وضعیت را می‌توان تردمیل سقوط دولت -ملت نامید، دولت- ملتی که در آغاز نوشتار گفته شد مساوی با ایران است.
ریزعلی خواجوی چند سال پیش فوت شد، دهقان‌های فداکار بسیاری در سال‌های اخیر سعی کردند هشدارها و انذارهای خود را به گوش‌های ناشنوای ساختار سیاسی برسانند، بسیاری تحقیر، بسیاری سرخورده و ساکت و بسیاری هم از کشور مهاجرت کردند. جامعه نیز با اعتراض‌ها و آتش‌های خود در دو نوبت 96 و 98 سعی کرد تا از ریزش خشم و بحران در راه و ریل قطار ایران سخن بگوید. انباشت بحران در جنبه‌های مختلف جامعه همچون ریزش سنگ بر روی ریل قطار دولت-ملت هستند، آتش‌های زیادی در سال‌های اخیر توسط دغدغه‌مندان با هر آنچه که در اختیار داشته‌اند بر پا شده است، اما موقعیت فرضی ابتدای نوشته در اینجا جدی و واقعی است، قطاربان به این نشانه‌ها، آتش‌ها و هشدارها همچنان توجهی نمی‌کند و به مسیر خود ادامه می‌دهد، اگر توجه می‌کرد حوادث دی 96 در 98 آبان با گستردگی و خشونت فراگیرتر بازتولید نمی‌شد. انتهای این مسیر، چیزی جز تباهی و انهدام قریب‌الوقوع قطار دولت-ملت نخواهد بود.
راه‌حل بحران‌های اجتماعی و سیستمی، توانمندی نهادی و سیستمی است. راه‌حلی اگر باشد در ناتوانی زدایی از سیستم‌ها و نهادهای مسئول است. در شفاف‌سازی دامنه وظایف و اختیار سازمان‌ها، پرهیز از موازی کاری، برنامه‌ریزی و هدفمندی پیشگیرانه، پاسخگویی حداکثری در زمینه صرف منابع و نظارت‌گری غیرمصلحتی در ساختار سیاسی و نهادهای ذیل آن است. در ملت و اجتماع هم باید نهادسازی‌های مدنی تشویق شود. برای اینکه مردم حضور داشته باشند و مجری سیاست‌ها باشند باید آن‌ها را ذیل نهادها و سازمان‌های مدنی تشکل داد. هرچه زودتر اصلاح سیستمی و شایسته‌سالاری مدیریتی مبتنی بر دانش و تخصص و تجربه باید اجرایی شود. ملاک‌های پوسیده‌ی سیاست زده و ایدئولوژیک در تقسیم غنائم مدیریتی باید به کمترین حد رسانده و داشتن حس مسئولیت‌پذیری و حساسیت اجتماعی در قالب نهادهای مردمی تشویق شود. نهایتاً اینکه باید تمامی تلاش خود را بر بازسازی جامعه مدنی و اعتماد عمومی قرار بدهیم. تا آتش فتنه‌ی شکاف و سقوط دولت -ملت فراگیرتر و ویرانگرتر از این نشده است باید با باران خرد عمومی آن را فرونشانیم. باید هرچه زودتر دریابیم که کار ملک نه دروغ و ریا و چپاول که عقل سلیم، تدبیر و تخصص، برنامه‌ریزی، کارآمدی سیستمی و مشارکت عمومی هدفمند می‌خواهد.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور