آخرین عناوین

گزارشی از سال 1399 و آنچه در استان کرمانشاه گذشت؛ سالِ سخت

آوای کرمانشاه: سال 1399 به روزهای پایانی خود نزدیک‌تر شده است. سالی که شاید بعدها، به خاطره‌ای برای ما و نسل‌های بعد تبدیل شود؛ با دو کلمه: سال سخت. گرچه هنوز هم این سال به پایان نرسیده و روزهایی چند از آن باقیمانده است؛ اما نیازی ندارد تا حتماً در آخرین ساعت این سال بود تا به این نتیجه رسید که امسال را سخت گذراندیم. همین که مردم تمام روزهای این سال را درگیر بیماری کرونا بودند کافی است تا بدون هرگونه سخاوتی این لقب را به سال 99 بدهیم. کرونا هم مردم را از یک روند عادی زندگی، از آنچه انسان از زیستن آموخته، دور کرده و هم بسیاری انسان‌ها را از فرصت تداوم زیستن محروم نمود. این تازه یک چشمه از سختی‌های این سال است (خواستم بنویسم بود، اما دیدم هنوز که در این سال هستیم!) مشکلات اقتصادی و معیشتی در سال 99 عریان‌تر و عیان‌تر از آن بود و هست که بتوان انکار کرد. حالا هر دلیلی که داشت امسال سال گرانی بود. هم برای خرید مواد غذایی و محصولات معمول مورد استفاده باید بهایی گزاف می‌دادیم و هم برای سلامتی. با این پروتکل‌های بهداشتی و خرید ماسک و الکل و مواد شوینده و بدتر از همه استفاده از آن‌ها.
با این حال، سال 99، به‌خودی‌خود نه ارزشی مثبت دارد و نه منفی. این رویدادها و اتفاقات هستند که به سال و ماه و تاریخ حس و جان می‌دهند. آنچه در روزگاران از تاریخ به‌جا می‌ماند هم نه خرده روایت‌ها و حس و حال مردمان، بلکه روایت‌های گل‌درشت از اتفاقات روزگار است. سال‌ها بعد کسی یادش نمی‌ماند که آسیه نامی بود که مرگش تا چند هفته‌ای رسانه‌ها را به خود مشغول کرد؛ اما در نهایت مسیر همان مسیری را رفت که ریش‌تراش با عروجعلی ببرزاده طی کرد! روایت اگر می‌کنند کسی ممکن است نخواند یا نبیند که جوانی در دهه سوم زندگی و در ابتدای راه ازدواج و در حالی که با تلاش و کسب دانش می‌رفت که پزشکی حاذق شود، ناگهان دست کرونا او را از دامن زمین برگرفت، یا مردی که نان‌آور خانواده بوده و کرونا او را و خانواده‌ای را به خاک سیاه نشانده و… تاریخ به این روایت‌ها نیازی ندارد. بیشتر عدد می‌شناسد. اگر می‌خواهی از ابعاد فاجعه‌بار رخدادی در تاریخ بگویی باید عدد به رخ بکشی. آغا محمدخان در کرمان، 20 هزار جفت چشم کور کرد، چنگیز در حمله به بخارا و سمرقند چنین و چنان کرد… برای روایت اتفاقات سال در قامت تاریخ هم باید گفت کرونا جان چند نفر را گرفت. عددها اینجا حساب می‌شوند تا انسان‌ها.
این‌ها همه گفتم که بخواهم توجیهی بیاورم برای رسمی هر ساله در آوای کرمانشاه. هر سال ما در آوای کرمانشاه و در آخرین شماره سال، به‌زعم خود نگاهی می‌کنیم به برخی از رویدادهای سال. امسال؛ اما در ابتدای مطلب، خواستم در درجه اول، سال را یک جا بردارم و چیزی بگویم کلمه‌ای بهتر از “سال سخت” پیدا نکردم. گرچه حتی وقتی سختی از توی تخم دو چشممان هم یک راست بیرون می‌زند و بدجور هم توی ذوق می‌زند، ندا می‌شنوید و می‌شنویم که سیاه‌نمایی نکنید! تصویر را تیره‌وتار نشان ندهید. حالا نه اینکه اگر کسی هم دو کلمه حرف نزند یا ننویسد مردم تا فیها خالدون‌شان درد و رنج نرفته باشد. با این حال خدا را شکر مسئولان گران‌قدر و خادمان ملت، بارها به طوری رسمی و علنی پذیرفتند که امسال سال سختی است یا بود!
بگذریم. قرار است نگاهی به رویدادهای سال بیندازیم. نشریه، سیاست محلی و استانی دارد؛ لذا جایی نیست که بپردازیم به درگذشت استاد محمدرضا شجریان. گرچه در همین شهر و به‌ویژه در میان مخاطبان این نشریه، بسیاری بودند که این اتفاق غم‌انگیز آن‌ها را بیش از هر چیز دیگری متأثر کرد و مگر نه اینکه ما قرار است روایت کنیم شادی و تلخی مردم این دیار را. با این حال به رسم همیشه تنها آنچه که فقط و فقط در پهنه این استان رخ داد را ثبت می‌کنیم.

** سال کلیپ‌های جنجالی
فکر نمی‌کنم هیچ سالی اندازه سال 99 کلیپ‌ها و تصاویری از کرمانشاه، دست‌به‌دست شده باشد که این اندازه جنجال‌آفرین باشد. دو کلیپ از زورگیری خشن در کرمانشاه به سرعت باد تا آن سر دنیا هم رفت. یکی حمله ناجوانمردانه دو سارق به بانویی کرمانشاهی و سرقت از او در نهایت قساوت و سنگدلی. ضربات مشت و لگد بود که بر تن او می‌بارید. ابعاد این ویدئو آن‌چنان تکان‌دهنده بود و احساسات عمومی را چنان جریحه‌دار کرد که پلیس مجاب شد آن را به صورت بسیار ویژه پیگیری کند تا چند روز بعد که موفق شدند سارقان را دستگیر کنند. دیگری هم حمله با سلاح به پسری و سرقت از او که البته خبری از دستگیری سارقان شنیده نشد؛ اما یکی از مدیران نشریات محلی به اتهام انتشار ویدئو این زورگیری در کانال این نشریه احضار و بازجویی شد.
ویدئو دیگر حمله عده‌ای به یک مغازه لوکس‌فروشی بود با انواع و اقسام سلاح‌ها و زدوخورد و شکستن و کتک زدن و…که باز هم ابعاد آن چنان بود که پلیس در حرکتی ضربتی، ضاربان و حمله‌کنندگان را دستگیر کرد. با این حال پرسروصداتر از همه، کلیپی بود از تکیه معاون. جایی که خانمی در قامت یک مدل و با فیگورهای مختلف مقابل دوربین حرکت می‌کرد. این یکی خیلی گسترده‌تر پخش و دیده شد و البته بعد از مدت‌های طولانی وقفه، باز هم شاهد حرکت به قول معروف خودجوش بودیم. انتشار این ویدئو مقارن شده بود با ویدئویی دیگر که نشان می‌داد یکی از بوتیک‌های معروف محله کسری، از مانکن زنده برای پشت ویترین خود استفاده کرده است. همه این‌ها یک مفهوم برای بخشی از جامعه داشت که اتفاقاً، دست برتر را در تأثیرگذاری در امور دارند. سخن این بود که اقدام به این امور ناهنجار و خلاف شئونات اسلامی و در این فاصله کوتاه، تصادفی نیست و پای جریان نفوذ و استکبار در میان است. از سرنوشت سازندگان این کلیپ‌ها اطلاع خاصی در دست نیست جز چند خبر بسیار کوتاه مبنی بر دستگیری و محکومیت به حبس.
د راین میان مرگ آسیه پناهی، پیرزنی که در جریان عملیات اجرائیات شهرداری کرمانشاه برای تخریب مکان‌هایی که به صورت غیرقانونی ساخته شده بودند بیش از همه جنجال‌آفرین شد. ابتدا یک خط خبر آمد که زنی در جریان تخریب آلونکش توسط شهرداری کرمانشاه به قتل رسیده است. شهرداری بلافاصله بیانیه داد و به‌کلی موضوع را تکذیب کرد. بعد که اطلاعات بیشتری در فضای مجازی منتشر شد این بار مسئول اجرائیات آمد و نسبت‌هایی ناروا به پیرزن درگذشته نسبت داد و در نهایت گفت که بر اثر سکته قلبی درگذشته و ربطی به نیروهای اجراییات ندارد. بالاخره یک ویدئو منتشر شد از روز حادثه. سیمای زنی غبارگرفته که در دهانه یک لودر نشسته و عجزولابه می‌کند که آلونکش را خراب نکنند. مسئول اجرائیات منکر هر آنچه شد که قبلاً گفته بود. اما دیگر برای انکار دیر بود. پیرزن در اثر استنشاق اسپری فلفل که از سوی افراد منتسب به اجرائیات بر او پاشیده شده بود بدحال می‌شود و بعد هم (شاید ساعاتی بعد) از دنیا می‌رود. این داستان شاید برای چند هفته فضای رسانه‌ها را پر کرده بود. کلی تصویر گرافیکی و هنری از سیمای زنی رنجور و غبارآلود نشسته بر دهانه یک لودر طراحی و منتشر گردید؛ اما حالا کمتر کسی او را به یاد دارد.

** موج‌های کرونا
کرونا تاکنون چند موج خطرناک بر سر کرمانشاهی‌ها به رقص درآورده. البته نه رقص سکرآور و لذت‌بخش، رقصی مرگ‌بار. در سال 99 چندین بار کرمانشاه در وضعیت قرمز کرونا قرار گرفت و دو موج سهمگین کرونا را تجربه کرد. اگر در روزهای عادی کرونایی سال کمتر می‌شنیدیم از اطرافیان و آشنایان کسی به کرونا مبتلا شده یا بدتر آنکه جانش را از دست داده است در این موج‌های سهمگین کرونا، زیاد می‌شنیدیم و می‌دیدیم افرادی را که قربانی کرونا می‌شدند. در این موج‌ها، تجربه کرونا برایمان دست‌اول‌تر شده بود و دیگری تجربه دور و مبتنی بر “می‌گویند” نبود. عینی‌تر و واقعی‌تر از آنچه فکر می‌کردیم. کرونا از آنچه می‌دیدیم و می‌شنیدیم به ما نزدیک‌تر بود. البته هنوز هم نزدیک‌تر می‌شود. حلقه محاصره را انگار در گذر روزگار تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌کند.
یک دوره رکوردزنی کرونا هم در مرگ داشتیم. البته بنا بر روایت رسمی که سخنگوی ستاد کرونا در کرمانشاه اعلام می‌کند. ما در آوای کرمانشاه این روایت سخنگوی ستاد کرونا را این‌گونه تیتر زدیم: ” رکوردزنی کرونا، هر 96 دقیقه یک مرگ”.
این میان، اتفاقی افتاد که باز هم از بعدی دیگر کرمانشاه را خبرساز کرد. فردی در کرمانشاه ادعا کرد داروی درمان کرونا را کشف کرده است. این خبر در روزگاری در فضای مجازی به‌ویژه اینستاگرام دست‌به‌دست می‌شد که هنوز نه خبری از فایزر و مدرنا بود نه آسترازنکاو اسپوتنیک و نه حتی نمونه‌های چینی و هندی و کوبایی و وطنی. کار به جایی رسید که جماعت هنرمند در خلق و پرورش و متناسب‌سازی امور با توهم توطئه، شروع کنند به حرف زدن در فضای مجازی که نمی‌گذارند این نابغه کرمانشاهی داروی کرونا را بسازد. البته در مقطعی کار به تایید دانشگاه علوم‌پزشکی کرمانشاه هم رسید؛ اما کسی نفهمید بالاخره این نابغه دهر چه کرد با کشف داروی کرونایش. نه دیگر خبری از او شد و نه حتی دانشگاه علوم‌پزشکی کرمانشاه ذوق‌مرگی اولیه‌اش از این خبر را گردن گرفت. انگار شتر دیدی ندیدی…

** رشد محسوس خشونت
در بخش کلیپ‌های جنجالی صحبت کردم از چند مورد زورگیری خشن و البته یک درگیری به سبک فیلم‌های بزن‌بهادری سینما. اما این همه داستان نبود و نیست. خشونت به نحو غریبی افزایش یافته است. از نامادری قسی‌القلبی در یکی از مناطق غربی استان که ژیار، پسر چند ساله همسرش را ابتدا خفه کرد و بعد پیکر نیمه‌جان او را از بلندی به پایین پرت کرد تا فردی که در چندم‌تری ساختمان دادگستری کرمانشاه با کلت همسر و دو نفر دیگر را مقابل چشمان بهت‌زده مردم به قتل رساند، فقط نمونه‌هایی هستند گل‌درشت از آنچه ما می‌گوییم جامعه خشمگین. این‌ها به سبب ابعاد دل‌خراش انسانی بیش از دیگر اتفاقات روایت می‌شود؛ اما کیست که نداند میزان تاب‌آوری مردم در برابر اتفاقات چقدر کم شده است؟ راستی می‌دانید آن دعوای معروفی که دو بار در این متن به آن اشاره کردم بر سر چه بود؟ جای پارک خودرو!
البته در ابعاد وسیعی آگاهیم به اینکه بسیاری در این کشور هنر و توانایی عجیبی در نشنیدن و گوش نکردن دارند؛ اما ما هم هنر عجیبی در تکرار و تکرار داریم. یکی از رویدادهای این سال برای ما (آوای کرمانشاه) تکرار و تکرار این است شرایط اجتماعی نوید خوبی نمی‌دهد. جامعه در برابر فشارها و سختی‌های متعددی که تجربه می‌کند توان تاب‌آوری خود را از دست داده و هر لحظه پتانسیل دست زدن به عملی فاجعه آور را دارد. بارها در سرمقاله‌های آوای کرمانشاه و دیگر مطالبمان به آن اشاره کرده‌ایم. باز هم می‌گوییم.

** شورا و شهرداری!
کوتاه‌ترین روایت از آنچه در شورای شهر و شهرداری کرمانشاه در سال 99 گذشت که کامل و جامع و قابل‌فهم برای همه است: همان همیشگی.

** امیدوارکننده
در ماه پایانی سال چند خبر خوب و امیدوارکننده داشتیم. آغاز عملیات پتروشیمی چهارم و خبرهایی درباره پالایشگاه آناهیتا و البته یک پروژه مرتبط با نفت و گاز در مناطق غربی استان. به این‌ها اضافه کنید خبری که در شماره امروز کار کردیم که نشان می‌داد کرمانشاه در میان پنج استانی است که بیشترین میزان سرمایه خارجی را جذب کرده است. این‌ها می‌تواند در صورت به ثمر نشستن و بهره‌برداری، مرهمی باشد بر زخم نرخ بالای بیکاری در استان کرمانشاه.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ادبیات

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور