گفت‌وگوی آوای کرمانشاه با فخرالدین دوست‌محمد، هنرمند کرمانشاهی؛ آقای کاریکاتوریست و جهان پیرامونی

آوای کرمانشاه، صبا شیخی: فخرالدین دوست محمد کاریکاتوریست، تصویرگر، نویسنده و مدرس کارگاه های نگاه خلاق، هنرمندی دغدغه مند است که در سال ۱۳۵۵ در قصرشیرین متولد شده. او کارشناسی اش را در رشته  طراحی فرش از دانشگاه معماری و هنر کاشان دریافت کرده است اما به خاطر عشقش به کاریکاتور و بیان دردهای جامعه و جهان سال هاست در این وادی قلم می زند. دوست محمد، داور جشنواره های کارتون و تصویرگری و برگزیده  بسیاری از جشنواره های داخلی و بین المللی بوده است. گزیده ی کارهایش در کتابی با عنوان «دنیای وارونه ی من» به همت انتشارات سوره به چاپ رسیده و در مجلات بسیاری مقاله هایش در زمینه  موفقیت چاپ شده اند و در حال حاضر مسئول خانه  کاریکاتور و واحد فیلم سازی و هنر تصویری حوزه  هنری است. دوست‌محمد از آن دسته هنرمندانی است که نگاه هنری‌اش را در هر زمان و مکانی به تصویر می‌کشد. او بسیاری از سطوح داخلی منزل مسکونی خود را طراحی کرده و با این کار، فضای هنری جالبی را به وجود آورده است. به همین منظور، در این شماره با فخرالدین دوست‌محمد به گفت‌وگو نشستیم و از جهان پیرامونش سخن گفتیم؛ او معتقد است هر فرد باید نقش خودش را برای بهتر شدن جهان پیرامونش ایفا کند و یاد بگیرد هر چالشی را دو روی سکه ببیند که یک رویش فرصت است و دیگری تهدید و خطر. از انفعال بیزار است و به حرکت با تمرکز بر تفکرات مثبت اعتقاد دارد.

آقای دوست‌محمد! با توجه به اینکه رشته  دانشگاهی شما طراحی فرش بوده، چه شد که به صورت حرفه ای کاریکاتور را انتخاب کردید؟
از دوران راهنمایی به شکل ابتدایی کاریکاتور را شروع کردم و در مسابقات شرکت می کردم و تشویق می شدم و لوح می گرفتم و به این ترتیب برای ادامه  کار انگیزه پیدا می کردم. اما خوب در آن زمان کسی را نداشتم که به شکل تخصصی به من مشاوره بدهد و من را راهنمایی کند. کاریکاتور را به شکل کاملاً خودجوش و غیرحرفه‌ای شروع کردم و ادامه دادم. به این ترتیب در مسابقه ی آب و فاضلاب کرمانشاه شرکت کردم و مقام اول را کسب کردم. آن اتفاق نقطه  عطفی برای من بود. بعد از ورود به دانشگاه کاریکاتور را در قالب همکاری با نشریات و شرکت در مسابقات کاریکاتور ادامه دادم. تا اینکه در سال دو هزار، در بیست و دومین مسابقه  نصرالدین هوجای ترکیه جایزه ویژه انجمن کاریکاتوریست های آن مسابقه به من تعلق گرفت و همین اتفاق بارزترین دلیل برای من بود تا کاریکاتور را به شکل تخصصی و جدی دنبال کنم و آن را ادامه بدهم. بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، مدتی را در زمینه  رشته  تحصیلی ام به دنبال کار گشتم اما موفق نشدم کاری پیدا کنم. بعد از مدتی شروع به برگزاری کلاس های آموزش کاریکاتور کردم و با درآمد اندکی به هنرجوهایم کاریکاتور را آموزش می دادم. در نهایت با رئیس حوزه  هنری صحبت کردم و نمونه کارهایم را به ایشان نشان دادم و به همین واسطه توانستم با حوزه قرارداد ببندم و به شکل حق‌الزحمه‌ای در آنجا مشغول به کار شدم. بعد از سال ها تلاش به شکل رسمی استخدام حوزه ی هنری شدم و در حال حاضر هم مسئولیت خانه  کاریکاتور را به عهده دارم و هم مسئولیت واحد فیلم سازی و هنرتصویری حوزه هنری.

کتابی هم با عنوان «دنیای وارونه من» چاپ کرده اید. کمی برایمان از این کتاب بگویید.
این کتاب را انتشارات سوره تهران چاپ کرد. زمانی که آقای امین مرادی به مدت شش هفت ماه سرپرست حوزه هنری کرمانشاه شد، با دوندگی ها و تلاش های ایشان این کتاب چاپ شد. این کتاب در واقع مجموعه ای از کارهای من در طول سالیان سال فعالیتم در زمینه  کاریکاتور است، که بیشترشان به نمایشگاه های بین المللی هم راه پیدا کرده بودند.

با توجه به نام کتاب که دنیای وارونه ی من است، می شود گفت که فضای کاریکاتورهای تان هم به شکلی وارونه است؟
بله همین طور است.

از دلیل و انگیزه تان را برای‌مان بگویید.
این عنوان را به این خاطر انتخاب کردم که برخلاف تصور خیلی‌ها کاریکاتور هدفش صرفاً خنداندن و سرگرم کردن مخاطب است. ولی هدف کاریکاتور به واقع همان بیان حقیقت محض است. درست است چهره  کاراکترها و پرسوناژها بامزه و خنده دار هستند اما در بطن آن محتوی آثار دارد از یک حقیقت حرف است. من وقتی رفتار آدم ها را می بینم، آنچه به اسم حقیقت می‌شناسیم، می بینم آدم-ها هرجایی سرک می کشند. از محیط‌زیست گرفته تا هر جایی که بخواهید، همه‌چیز را ویران کرده-اند. بسیاری از این ناهنجاری ها و نابسامانی های موجود را ما به عنوان واقعیت می بینیم. پس کاریکاتور بیان همین واقعیت محض است. در دنیای واقعی همه‌چیز دارد وارونه پیش می رود. ارزش-ها و هنجارها وارونه شده، کاریکاتور هم دارد همین وارونگی را بیان می کند.

با توجه به صحبت هایتان فکر می کنید یک هنرمند رسالتش در قبال جهان پیرامون اش چیست؟
مهم ترین اولویت هایی که من در کارهایم به دنبالش بوده ام مباحث اجتماعی، زیست محیطی، صلح و فرهنگ بوده است. مسائلی چون فقر فکری و فرهنگی. من فکر می کنم هنرمندها باید تعهد و رسالت داشته باشند. شاید این برمی گردد به وجدان و دنیای آرامی که هنرمند دارد و دوست دارد که این دنیای آرامی که دارد به واقع محقق شود. همان طور که در وجود خودش است. هنرمند به خاطر نگاه انسانی که به مسائل مختلف دارند، خواهان دنیایی عاری از جنگ، ظلم، بی عدالتی و نسل کشی و غیره است. مثلاً چند وقت پیش ترکیه به سوریه حمله کرد، من در دفاع از کردهای سوریه، مسابقات و جشنواره های ترکیه را تحریم کردم. یا گروه موسیقی بانوان کرمانشاه، آقای کلهر و غیره این حرکت را محکوم کردند.

فکر می کنید این کار موثر باشد؟
ما به عنوان هنرمند تنها ابزاری که داریم قلم هایمان هست. قرار نیست این قلم جلوی تانک های جنگی را بگیرد، شاید کسی به من توجه نکند. اما وقتی یک جمع کثیری از هنرمندان در مواقع خاصی شروع می کنند به اعلام همدردی، این می تواند تاثیرگذار باشد. به هر جهت هر کسی سهم خودش را باید ایفا کند. من به این روش نارضایتی خودم را اعلام کردم. خیلی ها ممکن است به ما خرده بگیرند که خوب تو این کار را کردی چه نتیجه‌ای داشت. من به این افراد می گویم من سهم خودم را ایفا می کنم و نه بیشتر.

در حال حاضر هنرمندانی که در ایران فعالیت می کنند این تعهد را احساس می کنند؟
الان که فضای مجازی و اینترنت گسترده شده، این فضا و فرصت در اختیار هنرمندان قرار گرفته و به بیان این‌طور مسائل بسیار کمک کرده است. الان به واسطه  این فضا قادر به بیان حرف هایی هستند که تا پیش از این به خاطر خطوط قرمز موجود در جامعه که بسیار پیچیده و درهم و برهم است نبودند. این خطوط قرمز متأسفانه باعث شده بسیاری از هنرمندان ما مهاجرت کنند. فضای رسانه ای به کمک فضای مجازی بازتر شده و خیلی ها که تا دیروز نمی توانستند حرف بزنند امروز در قالب هنر می توانند به بیان معضلات بپردازند.

نقش مطبوعات را در ایجاد بستری برای ارائه  مسائل اجتماعی توسط هنرمندان چطور می‌بینید؟
مطبوعات نقش بسیار پررنگی دارند. چرا ما به‌عنوان‌مثال نباید در روزنامه های محلی همین استان کرمانشاه صفحه‌ای به کاریکاتور اختصاص بدهیم تا از طریق آن به مسائل واکنش نشان دهیم؟ در حال حاضر جز یک هفته نامه در کرمانشاه باقی هفته نامه ها و روزنامه ها به این مسئله علاقه‌ای نشان نمی دهند. من زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم با خیلی از مطبوعات استان همکاری کردم. ولی در حال حاضر تمام این ستون های کاریکاتور حذف شده. یک دلیل اش مسائل مالی است. در حالی که کاریکاتور با این جایگاهی که دارد می تواند در بیان مسائل اجتماعی، نابسامانی‌ها، معضلات و نابه هنجاری ها تاثیرگذار باشد. کودکان ما نیاز دارند تا به آن ها خوراک فکری خوبی بدهیم. اما بار این مسئله را در حال حاضر تنها فضای مجازی دارد به دوش می کشد.

این اتفاق خوبی است؟
به نظرم این زنگ خطری است برای مسئولان ما که اگر از این قضیه غافل باشند، تأثیرات منفی بسیاری می تواند برای‌شان داشته باشد. الان هنرمند در کسری از ثانیه می تواند اثرش را در اختیار عموم و دنیا قرار دهد، آن وقت من مدیر با هزاران بگیروببند و اما و اگر و ایجاد فضای امنیتی، آن هنرمند را از دست می دهم. هنرمند می رود و به تریبون های دیگر پناه می برند.

توقع تان از مسئولین در این زمینه چیست؟
مسئولین نباید از این قضیه غافل شوند. هنرمندها یکی از مهم ترین اقشاری اند که می توانند خوراک فکری و فرهنگی مناسب به جامعه بدهند و با حذف آن ها ما امروزه شاهد مشکلات فرهنگی بسیاری هستیم. شرایط نابسامان در زمینه های مختلف. از محیط‌زیست  شهری مان بگیر، تا ترافیک، تا درگیری ها و برخوردهای غلط موجود در جامعه، تا عادت به دروغ گفتن که شبیه به یک امر عادی شده است، اختلاس، احتکار، دزدی و غیره. به غیر از مباحث اقتصادی یکی دیگر از دلایل این اتفاقات فقر فکری و فرهنگی است.

بسیاری معتقدند مردم به بزهکاری روی آورده اند چون در رفاه نیستند. نظر شما در این مورد چیست؟
سوال من این است، کسی که در رفاه است، دست به دزدی و فساد نمی زند؟ آیا آن هایی که وضعیت معیشتی خوبی دارند، در خانه های همه شان قفسه کتاب است؟ همه اهل مطالعه هستند؟ وقتی آمار می گیریم می بینیم اصلاً این طور نیست. این مسائل خیلی وقت ها به مباحث فرهنگی برمی گردد و این هنرمندان هستند که می توانند شرایط را بهبود ببخشند. هنر ذاتاً برای این آمده که نگاه ما را به زندگی عوض کند. یک نگاه زیباتر به زندگی بدهد. ما به دیدن زیبایی ها و حرکت به سمت آن ها برویم. هنرمند در تلاش است به ما یاد بدهد که می شود جور دیگر هم به مباحث نگاه کرد. اگر بتوانیم این‌طور نگاه کنیم مانند همان شعر سهراب که می گوید: زیرباران باید رفت. چشم ها را باید شست. جور دیگر باید دید. ما اگر این شعر را درست می فهمیدیم، از نظر بروز رفتارهای انسانی باید جور دیگری عمل می کردیم.

پیشنهاد شما برای رفع مشکلات فرهنگی موجود چیست؟
ببینید ما فضاهای فیزیکی فرهنگی زیادی داریم، فرهنگسراها، اداره  ارشاد اسلامی با آن همه پرسنل و فضا. اما مشکل این است ما از نظر برنامه ریزی و اجرا نتوانستیم کاری از پیش ببریم. اگر همه‌چیز خوب بود آمار طلاق، بزهکاری و غیره بالا نبود. باید با برنامه ی درست از این فضاهای فیزیکی بهره برد و در جهت افزایش سطح فرهنگ جامعه کوشید.

لازمه کاریکاتوریست بودن، داشتن یک نگاه دقیق و موشکافانه است. به عنوان یک کاریکاتوریست موفق وضعیت ظاهری شهر کرمانشاه را چطور ارزیابی می کنید؟
بی‌انصافی است که زحمات و تلاش های شهرداری را نبینیم. ما اتفاقات خوبی را در کرمانشاه شاهدیم. به‌عنوان‌مثال در محدوده  کمربندی اسلام آباد و میدان امام حسین، کارهای قشنگی اتفاق افتاده است. فضاهای سبز زیبایی می بینیم. جا دارد بابت این ها تشکر کنیم اما به صورت کلی بسیار کم است. فضای فیزیکی شهر کرمانشاه چه از نظر معماری و چه زیبایی شناسی که باید مردم با آن برخورد کنند، پتانسیل آن را دارد. مردم نیاز دارند که هر روز تصاویر خوب ببینند. به اندازه کافی گرفتاری و نابسامانی در این شهر و استان هست. اگر قرار باشد تصاویر و فضاهای نازیبا هم به همه ی آن اضافه شود، گله مند می شوند که چرا مردم عصبی اند. این جریان علت  های مختلفی دارد اما در حوزه  مباحث شهری تماشا می کنیم و می بینیم درودیوار این شهر پر شده از آگهی ترحیم. ای‌کاش برای چنین چیزی یک سری فضاهای خاص تعبیه می شد.

فکر می کنید تا چه حد می توان از این فضاها برای فرهنگ سازی در زمینه های مختلف استفاده کرد؟
استفاده های زیادی می شود برد. این فضاها به هر روی، فرصت ها و ظرفیت های مناسبی اند. درودیوار این شهر را به جای اینکه بدون هیچ حساب‌وکتابی رنگ بپاشیم، می توانیم از این فضا یک استفاده بهینه کنیم. باید روی محتوای تولیدی نظارت و کارشناسی صورت بگیرد. مسئولین واحد زیباسازی شهر ما باید کار را به هنرمندانی که متخصص و توانمند هستند بسپارند. از این مافیاهای درست شده باید جلوگیری کرد. به نظر نمی رسد هیچ نظارت کارشناسی روی این مسائل وجود داشته باشد. از این فضاها می توانیم استفاده کنیم تا وضعیت فرهنگی را اعتلا بدهیم. بسیاری از این طرح ها کارهای کپی شده‌ای است که از اینترنت می گیرند و هیچ ربطی به هویت ما ندارند. نه محتوای آن ربطی به ما دارند و نه اولویت های زمانی و مکانی در نظر گرفته می شوند. ما می توانیم از مباحث بومی محلی-مان استفاده کنیم چون گنجینه های ارزشمند زیادی در مناطق روستایی و شهری ما وجود دارد.

کمی از این مبحث فاصله بگیریم. برای‌مان از تجربه  برگزاری کارگاه های نگاه خلاق بگویید. چه شد که تصمیم گرفتید به این فضا ورود کنید؟
از حدود هفت هشت سال پیش، پس از مشاهده ی این نابسامانی ها و مشکلات، در همان حوزه  هنری این حرکت را شروع کردم. من زمانی که در دانشگاه بودم، یک سال به دلیل کم رویی از دانشگاه مرخصی گرفتم. به دلیل خجالت زیاد حتی نمی توانستم پیش مشاور بروم. این ضربه  بزرگی برای من بود. آدم های زیادی مثل من هستند. این مسئله باعث شد من روی خودم کار بکنم. من در واقع از همان بچگی آدم کم رویی بودم و مدام توسط همکلاسی هایم مورد آزار و اذیت قرار می گرفتم. در کنار کاریکاتور تصمیم گرفتم به این مسئله هم ورود کنم. اول با تعداد کمی کارگاه های نگاه خلاق را در حوزه  هنری راه اندازی کردم و کم‌کم شروع به نوشتن مقالاتی در این زمینه کردم. یک مدت هم به عنوان تصویرگر با نشریات موفقیت همکاری کردم. بسیاری از این مقالات در روزنامه ها و هفته نامه های محلی و اینترنت چاپ و پخش شد. همچنین نشریانی چون موفقیت، شادکامی و راز هم مقالات من را چاپ کردند. دلم می خواست در این زمینه هم یک سهمی در تغییر و تحول مردم داشته باشم.

بسیاری در توجیه رخوت خود می گویند زمان کافی برای فراگیری حرفه  جدید ندارند. شما چطور توانستید زمان تان را مدیریت کنید و به آموزش نگاه خلاق بپردازید؟
من با اتوبوس های واحد تردد می کردم. به مدت یک سال و نیمی که داشتم در زمینه  نگاه خلاق آموزش می دیدم تمام کتاب ها و مجلات مربوط به این مقوله را توی اتوبوس مطالعه می کردم و اتفاقاً پس از اتمام کار، یادداشتی توی مجله می گذاشتم و آن را در همان اتوبوس جا می گذاشتم تا نفر بعدی بتواند آن را بخواند. تقریباً بیشترین میزان مطالعه  من در زمینه  نگاه خلاق در همان مدت بود و من از زمان یک ساعتی که صرف رفت‌وآمد به محل کار و خانه داشتم سعی کردم نهایت استفاده را ببرم.

تا به حال شده در این مسیر دلسرد شوید؟
خیلی ها معتقدند حالا تو مقاله ای هم نوشتی، کارگاهی هم برگزار کردی، با این کارها نه می توانی جلوی اختلاس را بگیری نه احتکار کردن و نه غیره. این کارها بی فایده است. من برخلاف این تصور و برخلاف بار معنایی منفی که خیلی از ضرب المثل های ما مانند با یک گل بهار نمی شود با خود دارد، فکر می کنم می توانم تاثیرگذار باشم.

به غیر از مسائل اقتصادی از نظر شما حلقه  گمشده‌ای که باعث شده کیفیت زندگی مردم در ایران و به‌ویژه کرمانشاه پایین بیاید، چیست؟
من به واسطه  هنر و کارتون به نگاهی مجهز شدم که کاش همه ی مردم به این نگاه مجهز بودند. ذائقه  هنری کاش در وجود همه باشد. نمی گویم همه موسیقی دان، نقاش یا کاریکاتوریست بشوند. به واسطه  ذائقه  هنری تو می توانی از لحظات زندگی ات به بهترین شکل استفاده کنی و زیبایی های زندگی را بیشتر ببینی. این به این معنی نیست که منفعل باشی و در توهمات و خیالات خام خود به سر ببری. بلکه به این معنی است ک در حالی که داری تلاش می کنی و به دنبال حل مشکلات می گردی، شما سعی می کنی روی مباحث مثبت متمرکز شوی و سعی کنی سالم زندگی کنی و درست رفتار کنی. این کمک می کند در وجود همه ی ما توانایی به نگاه کردن به شیوه ی دیگر به مسائل و مشکلات نهادینه شود.

کمی هم راجع به ادبیات حرف بزنیم. ارتباط شما با ادبیات چطور است؟
به ادبیات علاقه‌مند هستم و یکی از برنامه های آینده ام این است که شروع به داستان نویسی کنم. هر روز مطالعه می کنم. بیشتر مباحث تحلیلی هنری دوست دارم.

نویسنده ای هست که دوست داشته باشید کارهایش را دنبال کنید؟
من بیشتر کتاب هایی که در زمینه  موفقیت است را مطالعه می کنم. آخرین کتابی که در حال حاضر مشغول خواندن آن هستم، اثر مرکب نوشته  دارن هاردی است که بسیار کتاب خوبی است. کامو را دوست دارم. همچنین کتاب های گابریل گارسیا مارکز را. اما خوب به شکل تخصصی وارد حوزه ی ادبیات داستانی نشدم. کتاب های زیادی تهیه کردم اما متأسفانه هنوز فرصت پرداختن تخصصی به این موضوع را نداشتم.

چند تا از کتاب‌های موردعلاقه تان را برای ما نام می برید؟
موج سوم الوین تافلر را بسیار دوست می دارم. کتاب چه کسی پنیر مرا دزدید (یا همان چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد) و قورباغه ات را قورت بده را دوست دارم. کتاب اثر مرکب هم کتاب بسیار خوبی است که برای کسانی که در پی رشد فردی هستند بسیار می تواند مفید واقع شود.

طبق نظر کارشناسان سرانه  مطالعه کشور پایین است، فکر می کنید هنرمندان در فرهنگ‌سازی در زمینه  مطالعه بیشتر چه‌کاری می توانند بکنند؟
هنرمندان با همکاری مسئولین فرهنگی هنری که بودجه در اختیارشان است و می توانند هزینه بدهند و حمایت های مالی و معنوی کنند؛ می توانند در رابطه با اهمیت مطالعه و تأثیرات و ضرورتش کارهای زیادی انجام دهند. چند سال پیش خاطرم هست من با نهاد کتاب خوان ها یک سری ورکشاپ های کتاب خوانی گذاشتیم. این اتفاق متأسفانه بسیار به ندرت پیش می آید. توی این چند سالی که با حوزه  هنری در ارتباط بودم خیلی کم دیدم نمایشگاهی با عنوان اهمیت مطالعه و یا کتاب خوانی برگزار شود. این قضایا لاکپشت وار اتفاق می افتد. ما زمان های زیادی را از دست داده ایم. همه‌چیز از اقدامات کوچک شروع می شود. نمی توانیم توقع داشته باشی همه‌چیز خیلی زود تأثیراتش را نشان بدهد. مثلاً من امروز یک نمایشگاه با موضوع اهمیت کتاب خوانی برگزار می کنم، نمی توانم توقع داشته باشم در یک هفته تأثیر شگرفی حاصل شود. اما اگر این جریان ادامه پیدا کند، مثلاً ماهی یک نمایشگاه یا مسابقه برگزار شود، آن اثر مرکب اتفاق می افتد. به خصوص در حوزه ی فرهنگی هنری باید صبور باشیم و تأثیراتش را آرام‌آرام و بعدها شاهد باشیم. اگر که امروز وضعیت سرانه ی مطالعه در جامعه پایین آمده داریم تأثیراتش را در جامعه به اشکال گوناگون می بینیم. ما باور نکردیم که اقدامات کوچک می توانند تاثیرگذار باشند. اگر از ده پانزده سال پیش به این باور می رسیدیم که هر چند ماه یک بار نمایشگاهی با موضوع کتاب راه بیندازیم، الان بسیاری از مشکلات فرهنگی را شاهد نبودیم.

ما همیشه از دوستان در رابطه با دغدغه های‌شان سوال می‌پرسیم. حالا از شما می پرسیم که دغدغه تان برای کرمانشاه چیست؟
دغدغه ام این است که کرمانشاه از هر جهتی تبدیل به یک قطب شود. کرمانشاه با این همه جاذبه  گردشگری چرا نتواند به یک قطب گردشگری تبدیل شود؟ چرا از ظرفیت هایی که داریم استفاده نمی شود. تنبور ما در جهان مطرح شده است. همچنین دوست دارم از نظر معماری شهری به یک نقطه برسیم که در دنیا مطرح شویم. خیلی دوست دارم درودیوار خانه ها و شهرمان با رنگ های شاد تزیین شوند نه آگهی های تحریم.

به عنوان کلام پایانی چیزی هست که دوست داشته باشید با مخاطبان در میان بگذارید؟
دوست دارم به مخاطبین بگویم اگر چه شاید با این وضعیتی که در جامعه هست سخت باشد، اما فکر می کنم راه حل و راه کاری که شاید بتوانیم در شهر و استان مان یک سری تغییر و تحولاتی ایجاد کنیم، این است که هر کدام مان به دنبال قهرمانان کوچک جامعه باشیم. همین شمایی که دارید این مصاحبه را انجام می دهید به عنوان یک خبرنگار، یک قهرمان کوچک در این جامعه هستید. ما به این قهرمان ها نیاز داریم. قهرمان هایی که از جنس مردم هستند و هیچ ادعایی ندارند. قرار نیست کار پیچیده و بزرگی انجام دهند. اگر تک‌تک ما به این معتقد باشیم که هرکدام از ما در حد وسع و توانایی مان قدمی برداریم و کاری به این نداشته باشیم که اقدامات مان می تواند به تنهایی کاری از پیش ببرد یا نه، می توانیم جامعه ی بهتری داشته باشیم. من از مخاطبان خواهش می کنم در قبال مسائل پیش آمده در جامعه حساسیت نشان بدهند و بی‌تفاوت نباشند.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ادبیات

هفته نامه آوای کرمانشاه

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور